نتایج جستجو برای عبارت :

چرا بعضی ها در محبت کردن بین برادرزاده ها و خواهرزاده ها فرق میذران؟

مریم می گه بابا برات یه هدیه کوچیک گذاشته کنار که وقتی اومدی بدیمش بهت :(
رها می گه: بابا به هرکدوممون تک به تک گفته بود این دفعه حالم بد شد نبریدم بیمارستان. دوست دارم تو خونه م بمیرم. رها گفت خوشحالم چون فکر می کنم خوشحاله.
میلاد گفت: بابا بین خواهرزاده برادرزاده هاش تو رو از همه بیشتر دوست داشت.
گفت بابا هفتاد سالش بود ولی از من تندتر راه میرفت...
چی بگه آدم جز گریه؟
خب باید بگم که من آدم چندان صبوری نیستم ولی همیشه فکر میکردم صبرو حوصله بچه داری و خونه داری رو دارم...تا اینکه دیروز تماما نظرم عوض شد..
رفتم خونه داداشم..زنداداشم با یه دستش مشغول هم زدن غذا واسه برادرزاده ام بودو با اون یکی دستش هم خوده شیطونشو بغل کرده بود...تو تمام مدتی که من تو آشپز خونه بودم دستی که کیانا (برادرزاده ام) رو بغل کرده بود همونطور مشغول کار خودش (مسئولیت سنگین نگه داشتن یه تپل) بود، ولی اون یکی دست کارای متفاوتی میکرد... خب تا ا
 
مرد ثروتمندی که زن و فرزند نداشت، به پایان زندگی اش رسیده بود.کاغذ و قلمی برداشت تا وصیت نامه ی خود را بنویسد. او نوشت:« تمام اموالم را برای خواهر می گذارم نه برای برادر زاده ام هرگز به خیاط هیچ برای فقیران.» 
اما اجل به او فرصت نداد تا نوشته اش را کامل و ان را نقطه گذاری کند. پس تکلیف آن همه ثروت چه می شد؟ 
برادرزاده ی او تصمیم گرفت وصیت نامه را این گونه تغییر دهد: « تمام اموالم را برای خواهرم می گذارم؟ نه! برای برادرزاده ام. هرگز به خیاط. هیچ بر
دعایی که مستجاب شد ولی...
یادش بخیر
پدربزرگ شهید محمد مهدی لطفی نیاسر همیشه یه شعر می‌خواند: (برادر پشت، برادرزاده هم پشت درخت بی برادر کی کند رشد) نیمه دوم اسفندماه ۱۳۹۶ بود که عمو مشکل قلبی پیدا کرد و دکترها خیلی امیدوار نبودن، بلاخره قرار شد عمل قلب باز بشه، برادرزاده(شهید مهدی) به جهت شدت علاقه، تو این مدت هر وقت از ماموریت می‌آمد با یکی از دختر هاش می‌رفت دیدن عمو،  بیشتر در مورد گذشته و کودکی  با هم صحبت می‌کردن، عمو میگه: وقت خداحافظی
دعایی که مستجاب شد ولی...
یادش بخیر
پدربزرگ شهید محمد مهدی لطفی نیاسر همیشه یه شعر می‌خواند: (برادر پشت، برادرزاده هم پشت درخت بی برادر کی کند رشد) نیمه دوم اسفندماه ۱۳۹۶ بود که عمو مشکل قلبی پیدا کرد و دکترها خیلی امیدوار نبودن، بلاخره قرار شد عمل قلب باز بشه، برادرزاده(شهید مهدی) به جهت شدت علاقه، تو این مدت هر وقت از ماموریت می‌آمد با یکی از دختر هاش می‌رفت دیدن عمو،  بیشتر در مورد گذشته و کودکی  با هم صحبت می‌کردن، عمو میگه: وقت خداحافظی
بله محبت می کردم
ولی به چه کسانی؟
به کسانی که با من هم سلیقه باشند
در واقع اون هایی که من رو تایید کنند!
 
این محبت نیست
این کاسبی و خودستایی است
 
دلم می خواد روزی برسه که آدم ها رو بدون محاسبه بخوام
هنر اینه به کسی محبت کنی که اطمینان داری نمی تونه جبران کنه
 
آخرین خداحافظیِ خیس را که با خواهرزاده هایم کردم، با ماشینِ ونِ کرایه ایِ پر از چمدانشان به سمت فرودگاه راهی شدند. رفتنشان را نگاه کردم و بعد به سمت ماشین خودمان به راه افتادم. یکهو پسرم را در بغلم فشردم و گفتم «الهی فردا یک پی پی خوشگل برای مامان بکنی!»شادیِ درونم میخواست به جای دغدغه ی خواهرزاده هایی که دیگر ندارم، به دغدغه های پسری که دارمش فکر کنم. شش روزی می شود شکمش کار نکرده است. آخرِ شبی، مادرم وسط سامان دادن به بارهای خواهرزاده ها، کم
یک عادتی که پیدا کردم اینه که شب‌های امتحان جزوه می‌نویسم چون نوشتن رو از خوندن بیشتر دوست دارم و چون دلم میخواد از درس، نوشته هم داشته باشم. حالا یه صفحه مینویسم و به عنوان جایزه بیت آخر صفحه تقویم رو میخونم! دلم میخواد یه بیت پیدا کنم که استوری‌ش کنم ولی همشون زیادی سوز دارن و عاشقانه‌اند و من بیشتر فضاهای دیگه رو دوست دارم.
اما امروز جایزه‌های نفیس‌ دیگه‌ای هم داشتیم. مثلا اگه نوشتن همش تموم بشه فردا برای خودم دو تکه پیتزا و مرغ اسپ
سلام 
من یه دختره هفده ساله هستم، از وقتی چشم هام رو باز کردم خونه پدر باباییم بیشتر میرفتم، اما هی که بزرگتر شدم کلا سردی عمه ها رو نسبت به خودم درک کردم تا اینکه یه روز یکی از عمه ها به مادرم بی دلیل حرف ناشایست زد ....
اون جا بود که منم دیگه نسبت به عمه هام سرد شدم، اما بازم مادرم میخواست رابطه منو با خانواده پدریم خوب کنه، حتی من تا چند هفته از ترس همین عمه خونه پدربزرگم نمیرفتم، بله شاید مسخره به نظر بیاد ولی من اون موقع چون سنم کم بود یه ترس
دوستی دارم که خواهرزاده ی حاضر جوابی دارد، نه ببخشید خواهرزاده ی خیلی خیلی حاضرجوابی دارد! پسری پنج، شش سال که بعید می دانم بتوان جوابش را داد و او را ساکت کرد!
برای مثال دوستم تعریف می کرد که خواهرزاده اش کنار یکی از دوستان نشسته بود که آن مرد به خواهرزاده اش می گوید: اجازه میدی بوست کنم؟
خواهرزاده می گوید: باید یه چیزی بدی همین طوری که نمیشه!
آن مرد یک شکلات پیدا می کند و به او می دهد و می گوید: حالا اجازه میدی؟
خواهرزاده می گوید: نه!
مرد می پ
بسم‌الله...
سلام!
+
موقعیت‌های زیادی پیش می‌آید که در آن‌ها از خراب شدنِ جدی‌ترین چیزها و اتفاقات خنده‌ام بگیرد جای این که برایش غصه بخورم. و راست‌‌ش به نظرم این مسئله هیچ منافاتی هم با میزان تعهد فرد برای یک کار ندارد.
اما امان از روزهایی که اتفاقِ برعکس‌ش می‌افتد. روزهایی که برای عالم و آدم بدون دلیل نگران می‌شوم و مستاصل. سیستم شناختی‌م متوجه است که نگرانی دلیلِ منطقی‌ای ندارد و همین باعث می‌شود به قضاوت‌های خودش در تعیین حال‌م هم
 
تو این هیاهوی گرونی بنزین و قطعی اینترنت فقط یه چیز دل منو بعد از مدتها به حال و آینده
خوش کرد اونم شنیدن صدای عزیز دلم برادرزاده ی کوچکم علی کوچولو بود !!
 
امروز کلا هواییش شده بودم و یه بغض کوچولو ته دلم بود حتی به خانواده مقیم تهران هم گفتم
که دلم بدجور هواییش شده و دلتنگشم ولی خب صبح مدرسه بود !
 
و واقعا درست گفتن که  دل به دل راه داره !!
چون همین چند دقیقه پیش برادرزاده جانم با یه صدای که از سر دلتنگی بود  بهم زنگ زد و برای اولین بار بهم گف
+امروز برای اولین بار تو زندگیم، کتابامو جعبه زدم. دو جعبه کتاب جمع کردم و قلبم به تپش افتاد بابتش. هیچ فکر نمیکردم کار سختی باشه اما بود.
کتاب های قدیمی تر رو جمع کردم و یه سری کتاب های جدیدتر که نخوندمشون یا بیشتر برام عزیز هستن رو فعلا نگه داشتم.
در همین راستا کتابای روی میز و زمین براشون توی کتابخونه جا باز شد.
میزم حالا خلوت تر شده و از روی زمین کوچ کردم روی میز.
رو میز نشستن برام به غایت سخته. به شونه هام فشار میاره و سردرگمم میکنه.
اما از طر
محبت ها و ارادت ها و تحویل گرفتنهایی که به خاطر امنیت شغلی و منافع شخصی هست حالم رو بهم میزنه...
چطور بعضی دخترها و پسرهایی که به خاطر زیبایی شون یا موقعیت اجتماعی شون یا موقعیت اقتصادیشون یا هر چیزی که باید توی این دنیا گذاشت و رفت بهشون محبت میکنن، اون محبت و توجه رو جدی میگیرن...
چطور بالا نمیارن؟!!!
حالم از بعضی از توجه ها بهم میخوره...
 
محبت در لغت، به معنای دوست داشتن و علاقه مندی آمده است و در اصطلاح عرفان عملی، به سرور و لذتی که ناشی از جذب شدن به کمال و جمال حقیقی باشد، تعبیر شده است. این کشش درونی، قابل شدت و ضعف است که در مرتبه ضعیف، همان ارادت است. در مرتبه بعد، شوق خوانده و در مرتبه قوی تر به آن محبت گفته اند. اگر محبّت و علاقه مندی، به شدت برسد به آن، عشق گویند.
ادامه مطلب
ساعت دوازده شب هست و با حوصله دارم لاک میزنم!!! این یعنی حال دلم خوبه :)
ساعت دوازده شب هست و بدون توجه به لرزش دستم و کج و کوله شدنِ لاکم با ذوق به ناخن های قرمزم نگاه میکنم:)
ساعت دوازده شب هست و از مرورِ امروزم لبخند پت و پهن روی لبم جاخوش کرده :)
از یک روز زندگی چی میخوام مگه؟
سرکار با همکارها شوخی میکنم،بچه ها رو با عشق بغل میکنم و از لباس های تک تکشون تعریف میکنم.
خونه مامان بزرگه میرم و دیداری تازه میشه.
برای عیدی خواهرزاده ها خرید میکنم،برای
اگر زن احساس کرد شوهرش به او دروغ می‌گوید یا مرد احساس کرد که زنش به او
دروغ می‌گوید و هر کدام احساس کردند دیگری در اظهار محبّت صادق نیست، این
دیگر پایه‌های محبّت را سست خواهد نمود. اگر می‌خواهید محبّت باقی بماند،
اعتماد را حفظ کنید و اگر می‌خواهید زندگی پایدار بماند باید محبّت را
نگه‌دارید.
+ به نظر شما اعتماد چگونه می‌تواند در محبت تاثیر بگذارد؟
بازنشر:ای که از دستت میرسد... (مردم سیل‌زده)
انسان به خاطر محبوبش کارهای خاص انجام می‌دهد. کارهایی که او دوست دارد و می‌پسندد.
محبت یک حس تنها نیست. محبت از جنس #اعتقاد است.
قیمت هر کس به این محبت‌های اوست!
چه چیزی را دوست داریم؟ قیمت ما چه قدر است؟
@nasretooba
[عکس 1101×1279]
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
" از راه های پایداری و عمیق شدن محبت این است که محبت، خودخواهانه نباشد..
شاید جنبۀ شعاری داشته باشد. اما ..
اگر دو نفر، هر دو عاشق و دلدادۀ یک ذات با عظمت باشند، به نحوی که آن عظمت دلِ این دو را برده باشد و خودخواهی را از این دو گرفته باشد، در این صورت آن دو به همدیگر علاقه ای پایدار و ماندگار و عمیق پیدا خواهند کرد."
..
پ.ن: به روزگار که هیچش وفا میسر نیست..
بیست وهشت سال در یک خانواده شلوغ ،بدون محبت پدر و مادر رشد کردم، جنگیدم و بزرگ شدم . بزرگ شدم ، مستقل شدم و ازدواج کردم.
و الان ده سال بدون عشق، بدون محبت و بدون دلبستگی دارم ادامه میدم. چون نمیخوام به گذشته برگردم. چون ، انگار ، هنوز ، باید به جنگیدن ادامه بدم .دوباره باید بجنگم .
شاید هم من قابلیت دریافت محبت و عشق را نداشته باشم.شاید اینقدر در دوران کودکی و نوجوانی و جوانی سنسورهای عاطفی من کم کار بوده اند که دیگر بلد نیستم محبت کنم و محبت دریا
بازی محبت و عشق فراوان
آنچه تحقیقات درباره بازی محبت و عشق فراوان می گوید:
بنابر گفتۀ دکتر بروس پری، روان پزشک کالج پزشکی بایلر در تگزاس، کودکانی که سال های اولیه عمر مورد محبت و دلسوزی قرار نمی گیرند، ممکن است اتصالات مناسب برای تشکیل رابطه های صمیمانه در مغز آنها تشکیل نشود....برای مشاهده ادامه این مطلب بر روی لینک زیر لینک کلیک نمایید..
بازی محبت و عشق فراوان
بسم رب الزهرا سلام الله علیها
محبت والد به ولد بیش از محبت ولد به والد است،
که آن اثر است نه این،
با این که اعداد است و علیت و معلولیت نیست،
پس محبت تو به ما که علت مطلق مایی تا چه اندازه است
(یحبهم) کجا (یحبونهم) کجا؟!
علامه حسن زاده
روایت خواندنی {شهید مدافع حرمی که همنام عموی شهیدش است}
 عمو و برادرزاده ای  با یک نام : محمد ؛ با یک نام خانوادگی : تاج بخش...عمو و برادرزاده ای که هیچوقت همدیگر را ندیده اند اما هردو یک راه رفته اند، دریک مسیر قدم برداشته اند و نصیب هر دو هم شهادت بوده. یکی ، 29 سال پیش در جزیره مجنون شهید شده و حالا همه او را با عنوان آخرین شهید دفاع مقدس گتوند می شناسند و دیگری ، در مهلکه تدمر ، در حمله بی رحمانه نیروهای تکفیری در سوریه آسمانی شده و حالا همه او ر
مردان بنده محبت هستند و نیروی محبت می تواند آن ها را به هر کاری ترغیب کند.
حال تصور کنید مردی خسته وارد خانه می شود وبا آغوش گرم همسر و یک استکان چای و چند جمله دلنشین مواجه شود . این حجم از محبت به راحتی خستگی چندین ساعته مردان را از تن آنها بیرون خواهد کرد.
خلق خوش ؛ ظاهر آراسته ؛ مهربانی در کلام ؛ درک خستگی ها ؛ سوال پیچ نکردن و.... از راس اموری ست که در هنگام ورود یک مرد خسته باید مورد توجه قرار گیرد.
 
خوشحالی یعنی اینکه خواهرزاده ی اولیت  عروس بشه ^__^ و تو لباس عروسی ببینیش ^__^
ایشالا در کنار هم  خوشبخت بشن
ایشالا قسمت خودم :دی و همه جوانا
 
دیشب خیلیییی خوش گذشت خیلی خدا رو شکر
همش خوب بود خوبه خوب همش از ذوق و شوق عروس شدن عروس خانوم خندیدمم و شاد
بودم  تا آخر مراسم که خواهرزاده وسطیم (دومی) با حرفش و تلخ زبونیش متاسفانه اشک منو درآورد و شادی آخر مراسم رو برای من تلخ کرد :| 
( اینو  نوشتم که یادم بمونه  و همین جا ثبت میکنم که فردا روز فرامو
عوارض محبت زیاد ؛ گاهی کمتر عشق به همسرتان بورزید
اهمیت رعایت نکات همسرداری در دوام زندگی مشترک توام با عشق همیشه قابل توجه بوده است.اگر شما هم می خواهید با عشق به همسرتان زندگی آرامی را تجربه کنید این راهکارها را در زندگی خود پیاده کنید.عوارض محبت زیاد
ادامه مطلب
این همه نق نزنید و ننالید از آدم ها و کم لطفی هاشون. اگر که به کسی محبت می کنید/ لطف می کنید/ کمک می کنید/ مهربانی می کنید  اما طرف یا طرف هاتون اهمیتی نمیدن/مغرور میشن و یا تغییر رفتار میدن، ایراد از شما نیست، ایراد از جمله ی محبت، محبت میاره نیست، ایراد از طرف مقابلتونه. طرف مقابلتون آدم حسابی نیست. 
+ آدم حسابی ها معنی مهربونی و عشق و محبت رو میفهمن. اگر نفهمیدن اگر بی توجه بودن اگر عوض شدن اگر فکر کردن خبریه بریزیدشون دور. بریزید دور این آدم ها
امروز بدو بدو رفتم سوپرمارکت
یه خانمی داشت خرید میکرد
سلام کردیم (توی کالچر کانادا سلام کردن هست و منم اینکارو میکنم)
بعد دوباره توی aisle بعدی باز دیدمش و لبخند زدیم به هم.
اومد جلو
گفت من یه خواهرزاده دارم، که قیافه ش کپی تو هست، مو نمیزنه با تو.
گفتم چه جالب! 
انگار تو هستی!
گفت اسمش ناتالی هست
منم اسممو گفتم و معرفی کردم خودمو
پرسیدم ایشون هم همینجا زندگی میکنه؟!
گفت نه سیاتل زندگی میکنه
خانمه موهاش خیلی قهوه ای روشن بود و چشماش سبز. یعنی شما ه
محبّتِ همسرِ شما به
شما، وابسته به عمل شماست. اگر بخواهید محبّتش محفوظ
بماند، باید رفتار خودتان را محبّت برانگیز کنید. بایستی وفاداری کنید، امانت نشان
بدهید، صفا نشان بدهید. توقّعات خود را خیلی بالا نبرید، باید همکاری کنید،
باید اظهار محبّت کنید، اینها محبّت ایجاد می‌کند.

محبّت ورزیدن، سرمایه‌ای است که در اوّل ازدواج، خدا به دختر و پسر هدیه می‌کند.
به یکدیگر محبّت پیدا می‌کنند. این را باید نگه داشت. |link|
بزرگی می گفت: «قلب زن، پارچه ای است که زود پاره می شود و زود هم رفو می شود».
نشاط و سرزندگی زن، به محبت مرد وابسته است. زن، عشق و احساساتش را با کلمات بیان می کند و نیاز دارد که با شنیدن کلمات، عشق و احساسات را از دیگران دریافت کند. زن، به نرمش و کلمات محبت آمیز، نیاز دارد؛ ولی مردان با رفتار و عمل، عشق و احساسات خود را بیان 
می کنند.
نیاز عاطفی زن، این است که جمله دوستت دارم را چندین و چند بار از زبان همسرش بشنود و از این طریق، به آرامش روحی و اعت
✅نکته طلایی نهم: عشق و محبت به فرزند
⬅️وظیفه پدر و مادر تنها تأمین غذا و لباس و بهداشت فرزند نیست، بلکه فراتر از آن اظهار محبت و مهربانى نسبت به فرزند است.⬅️محبت را باید از دل به زبان و عمل آورد تا فرزند آن را واقعاً لمس کند.⬅️الف: پیامبر، شیدای امام حسن و امام حسین بود. آنان را می‌بوسید و به اصحاب خود می‌فرمود: من از شدت علاقه‌ام به این دو، دوست دارم زندگیم را میان آنها تقسیم کنم. (بحارالأنوار، ج43، ص315)⬅️ب: امام صادق علیه السلام مى‌فرمای
یکی از قشنگ‌ترین قسمت‌های تکنولوژی اینجاست که شما صبح ایمیل‌تون رو باز می‌کنید و از اون سر دنیا مورد خطاب اساتیدی قرار می‌گیرین که به پروژتون کمک می‌کنن، در حالیکه خودتون تو آشپزخونه ایستادید که شیر رو اجاق سر نره و خواهرزاده‌ی دو و نیم ساله‌تون با مگس‌کش شما رو نزنه.
 به اطلاع شما عزیزان میرسانم که یک جون به تعداد جون هام اضافه شد:-)
هم اکنون ششمین و اولین خواهرزاده پسر اینجناب چشم به جهان گشوده و خودش و مامانش و من هر سه تا حالمون خوبه:-):-):-)
قرار مثل خودم دو اسمه باشه ولی شما فعلا "امیرحسام" داشته باشین:-)
 
 
+ جای داداشم خالی, خیلی زود رفت و ندید این لحظه رو:`(((
 امام صادق ع فرمود در انمیان که پیغمبر ص در مسجدالحرام بود ولباسهای نو در بر داشت مشرکین شکمبه شتری را بر او افکندند ولباسهایش را الوده کرده اند پیغمبر از این عمل بقدری ناراحت شد که خدا داند انگاه نزد ابوطالب امد وگفت ای عمو حسب   حسب مرد دین وارزش و کارهای نیک  وصفات پسندیده وکردار شایسته اوست  ونیز صفات حمبده پدران اوست زیرا شخصیت مرد بوسیله اینها بحساب مباید  مرات ص360.         معنی حسب بود توصیح دادم.      مرا در میان خود چگونه میبینی او گ
 
افزایش عشق و محبت بین زن و مرد نکته بسیار مهمی است که برای رسیدن به آن باید دو طرف تلاش کنند.
مهر و محبت افزون بین زن و شوهر به عوامل بسیاری بستگی دارد که مهمترین آنها احترام متقابل می باشد. هرکدام از آنان وظایفی در قبال یکدیگر دارند که با انجام این وظایف محبت بیشتری از همسر خود دریافت می کنند. احترام و اهمیت دادن به همسر، مهیا کردن شرایط مناسب زندگی، همراهی همسر در امور مختلف، پرهیز از بحث و مجادله ‏های بی ‏نتیجه، توجه به خواسته ‏های جنس
یه اکانت جعلی اینستا ساختم با عکس یه خانوم خیلی دلبر 
و پسر عمومو فالو کردم خواستم بدونم هنوزم تو فاز دختربازی هست یا نه
خداروشکر رو سفید از آب در اومد...کامنت هارو خوندم..برادر عروسمون زیر عکساش کلی قربون صدقه ش رفته بود و همچنین برادرزاده جوانم...
 
 
 
بنیامین رو هم درخواست فرستادم خداروشکر اونم روسفید شده فعلا
ام المصیبت اشک تو پایان نمی گیرد چرا؟
این زندگی با گریه ها سامن نمی گیرد چرا؟
با یاد اکبر گریه اکن، با یاد اصغر گریه کن
این دار فانی بر شما آسن نمی گیرد چرا؟
هنگام جوع و تشنگی، وقت اسارت، بچه ها
اصلاً رقیه دخترت یک نان نمی گیرد چرا؟
یاد خرابه عمه جان حتماً خرابت می کند
قلب و لب و سر، دست و پا ها جان نمی گیرد چرا؟
تو می روی سجاد تو می ماند و اشک مدام
درد برادرزاده ات درمان نمی گیرد چرا؟
اعتکاف - نوروز 98
یعنی اگه من به اندازه ی کافی عاشق خودم باشم، دیگه از محبت آسیب نمی بینم؟ بی خودی توی دام محبت نمی افتم؟
فک کنم راه حلش این باشه. باید عشق رو در وجود قوی تر کرد :عینک_آفتابی
از طرفی هم باید یادت باشه که هویت مستقلت اول از همه قراره همیشه مستقل باشه.
 
 
 
مجموعه امام زمان و من: دلایلی ساده و کودکانه برای غیبت آقا به همراه راهکارهایی برای پایان غیبت
 
معرفی:
بعضی حرف ها از سر خشم است، بعضی از دلخوری، بعضی از سر ترس و نگرانیبعضی حرف ها هم از سر محبت استیک محبت بی چشم داشت، یک محبت اصیل و ناب :محبت امام
خلاصه:
مجموعه امام زمان و من حرف هایی به حجه ابن الحسن است از جنس محبتبرای غیبتش دلایل کودکانه می آورد و برای آوردنش راهکار هایی ساده به کودکانبه غیر از دومین جلد که کمی ایراد محتوایی دارد، بقیه جل
سلام عزیزم، مائده
نمیدونم چطور واژه هارو کنار هم بچینم ولی باید یه چیز مهم بهت بگم. متوجه شدی داری تغییر میکنی؟متوجه شدی مائده یک سال پیش نیستی؟ یا حتی مائده پنج ماه پیش؟ یا حتی تر مائده دوماه پیش؟ عزیزم باید بگم که چقدر ورژن جدیدت رو دوست تر دارم. باید بگم که چقدر روان بودنت درطی زمان رو دوست دارم. دخترکم از این که قوی هستی بهت افتخار میکنم. میدونی که هیچکس در این جهان به اندازه من نخواهد فهمید چه روزهای سیاهی رو گذروندی تا بتونی دوباره به با
از زمین بلند شدن آدم 
دستا رو به زانوی اراده زدن و بلند شدن
وقتیه که محبت آدم و دلش سمت درستی رو هدف گرفته باشه .. 
یه قدرت رَد کردن و عبور کردن داشته باشه
و اینم فقط کار دل آدمه ..
دنیا داره خیییلی زود می گذره 
کاش بیدار بشم ..
صدا می زنن ما رو
کاش همه چیزم، همه هستی ام رو بفهمم از اونه ..
 
من یه دخترعمو دارم که همسن مادرمه و در واقع دوست مادرم محسوب میشه.
شاید از این اختلاف سنی تعجب کنین. اما پدرم بچه ی آخر بوده، به خاطر همین همسرش (یعنی مادرم) همسن خواهرزاده ها و برادرزاده هاش بوده.
مادرم عاشق خانواده ی باباست و شدیدا دوستشون داره.
با اینکه زندگی پر فراز و نشیبی داشته، اما هیچ وقت نشنیدم از خانواده ی بابا بد بگه و حتی تو خیلی از موارد جلوی بقیه سینه سپر کرده براشون.
در هر حال بچه ها هم عموما دنباله روی رفتار مادرشون هستن و سعی میک
هیچ آدمی نیست که تا حالا محبتی
نکرده باشه، محبت به خانواده به رفیق
به عشق به همسایه و ...
اما یه محبت هایی هست که یواشکیه :))
فقط خودت و خدات میدونی :))
محبت هایی که طرف مقابل نمیفهمه
و هیچ وقت هم قرار نیست بفهمه :))
مثل دعا کردن برای یک دوست یک عشق یک
اشنا یا که غریبه ...
که شاید اصلا ط رو نشناسه و 
یا فراموشت کرده باشه :))
محبت هایی مثل وقتایی که 
جلوی پنجره برنج و نون میریزی
میدونی که چند ساعت دیگه کبوترا
و گنجیشک ها میان اونجا کنار پنجره
و جیک جیک کنا
یه چیزو متوجه شدم اینجا
اون هم اینکه 
ادم ها خیلی وقتها میتونن به هم کمک کنن یا محبت کنن یا حتی حرف بزنن با هم
از سر غرور (احتمالا غرور بریتیشی)
از سر خودخواهی و خودبرتربینی هست که توی روزای سخت دست هم رو نمیگیرن
برای همینم هست که خیلی تنهان.
وضعیت ادمای این کشور دقیقا عین وضعیت بچه پولدارای ایرانه،
پولدار
بی نیاز
بی کس و تنها.
 
نمونه ش ساشا سبحانی.
پا شدم زنگ بزنم خونه، حرف بزنم یه کم دلم باز شه. برادر عزیز گوشی رو برداشت و با بی حوصلگی تمام گفت کسی خونه نیست، منم خوابم...این دور از مرام و معرفته :)
فردا برمیگردم خونه، چشم من رو دور دیدن :)
نمی دونم چرا از وقتی در شرف ازدواج قرار گرفته دیگه محل نمی ده :)
مادر جان بعدش زنگ زد البته، میگفت چند ساعت پیش میخواسته زنگ بزنه ولی برادرزاده های عزیز تنظیمات گوشیش رو بهم ریختن، نتونسته زنگ بزنه. خیالم راحت شد :)
تأثیر #محبت به اهل بیت علیهم السلام
 
▪️برید بن معاویه میگوید: در نزد حضرت امام محمّد باقر علیه السّلام بودم که مردى از اهل خراسان که پیاده از آنجا حرکت نموده بود بر حضرت داخل شد و پاهاى خود را بیرون آورده نشان داد که همه شکافته و پاره پاره شده بود.
▪️عرض کرد: «یابن رسول الله! به خدا سوگند که انگیزه حرکت من از خراسان تا اینجا جز محبّت شما اهل بیت نبوده است.»
▪️حضرت فرمودند: «به خدا سوگند اگر پاره سنگى ما را دوست داشته باشد، خدا او را با ما محش
هر چه دنیا را برای کودکان امن‌تر بکنیم
و ترس، اضطراب و دلهره را کمتر درون آن‌ها نهادینه کنیم،
کودکان بیشتر می‌توانند دوری پدر و مادر را برای ساعاتی تحمل کنند،
زیرا چنین کودکانی محبت والدین خود را در ذهن دارند
و دنیا را به خاطر این محبت، امن می‌بینند.
غرق شدن در زندگی روزمره باعث می‌شود بسیاری از زوجین محبت به همسر خود را فراموش کنند و در یکنواختی روزها گم شوند. مشکلات مالی، فشارهای مرتبط با تربیت فرزندان و درگیری‌های شغلی از جمله موارد رایجی هستند که می‌توانند پس از ازدواج روزهای عاشقانه را به یک زندگی روتین تبدیل کنند و شکاف‌های عاطفی بسیاری را میان زوجین ایجاد کنند. با این حال بسیاری از زن و شوهرها برای زندگی مشترک خود ارزش بسیاری قائل هستند و با هشیاری کامل می‌کوشند تا صمیمت میان
لقمان حکیم گفت: من سالیان دراز است که با داروهای مختلف مردم را مداوا کردم؛ و نتیجه گرفته ام؛که هیچ دارویی بهتر از “محبت” نیست !کسی از او پرسید: و اگر این دارو هم اثر نکرد چی؟ لقمان لبخندی زد و گفت؛ “جواب سلام را با سلام بده،- جواب تشکر را با تواضع ، جواب کینه را با گذشت


ادامه مطلب
روز عرفه، بعد از اذان صبح پدرت زنگ زد، لحن صداش حکایت از پدر شدنش داشت، سامی عزیزم تو به دنیا اومدی...بر خلقتت خداروشکر می کنم... و شاکرم که عمه شدم، واژه ی عمه برای من مقدسه و نمادش زنیه که برای فرزندان برادرش حاضره جانش رو فدا کنه، با شنیدن کلمه ی عمه اول به یاد حضرت زینب(س) می افتم و بعد عمه های خودم که همیشه از ته قلب دوستشون داشتم ... سامی عزیزم همیشه میتونی روی عمه ات حساب کنی، دیگران خیلی برای عمه حق زیادی قایل نیستن یعنی اونقدر که خاله تو فر
این روزا انگار محبت جرمه 
یجا میگفت دو دسته تنهان مهربونا با گرگا خخخ
دیگه چقدر بذل و بخشش هه هه خخ
چقدر لطف و مهربانی
چقدر دیگه باید به طرف حال بدم تا باهام اوکی بشه
اونجا فهمیدم
باید خودم نباشم خخخ
ولی بیخی خودم میباشم هه ها هی هی هو هو
یروز دلتنگت میشن الان داغه دوروییه دوستاشونن
راستی یه چیزیو نگفتم ...
دیروز زن داداش سابق رو دیدم 
خیلی خوشحال بود و تیپ چادری خوشگلی زده بود و خلاصه خیلی به خودش رسیده بود و با یکی از زن های همسایه میرفت خرید ، منم از داخل مغازه دیدمش 
خب دروغ چرا از خوشحال شدنش خوشحال شدم ،همین که روحیه ش خوبه بهتر میتونه به برادرزاده هام برسه و اون هم حق داره عاشقانه ازدواج کنه حتی اگه عمر اون ازدواج کوتاه باشه بازم براش خوشحال شدم و فکر کنم دیگه تو دلم کینه ای نسبت بهش ندارم....
 
پارک در حجم انبوهی از درختان سر به زیر و خاموش مانده بود
اولین راهرو 
سومین نیمکت 
پشت به همه ی دنیا 
جامه هایی سراپا سیاه آن دو غریبه را در خود پوشانده بود .
اولی با ریش های سیاه 
دومی با مژه های سیاه و‌ تاب داده اش.
...
آهسته آهسته اما محکم منطق زندگی 
سوار واژه ها در برگ ها می وزید 
کسی در گوشم از محبت میخواند 
محبت اشک میشد 
و سیاهی مژه های تابدار دامن عشق را می گرفت...
بسم الله...
یادمه نامزد بودیم که بزور نیومدم خونه تون و می موندم...
مامانم راضی نبود به اینکه با او خلوت کنم اما من بخاطر تو راضیش میکردم
هیچوقت محبت خالصانه بهم نداشتی...
فقط روز اول عقد یه محبت واقعی ازت دیدم که اجازه گرفتی و سرمو بوسیدی..اونم لابد مقدمه چینی بود
برای نزدیک تر شدن...
بعدش دائم محبت میکردی که به خواسته ت برسی، بعد رابطه ام که میرفتی رو تختت و من تنها بدون توجه تا صبح گریه می کردم...
از تنهایی...
بی توجهیت...
نامردیت...
و...
به ندرت ازت مح
یکی از خواهرهای من زیادی جدی است. سرش تو کار خودشه و همش درگیر پروژه ها. گاهی اما یادش میاد که دختره، احساس داره و شروع میکنه به محبت کردن، احوالپرسی و شوخی و خنده. و بعد دوباره همه چی یادش میره و تا نوبت بعد. به قول خودش یه پالسی میاد و میره.
امروز صبح محبت از خودش در وَ کرد و در همون حال که با عجله میزد بیرون برام کیوی پوست کند و گذاشت رو میز. تاکید هم کرد که از رختخواب بیام بیرون.
تا کیوی بعدی خدانگهدار.
پ.ن: گونه هاش به طور طبیعی چال داره. 
اینو گ
محدثه یکسالی است ازدواج کرده ولی قصد طلاق گرفتن دارد و پیش مشاور هم که رفت میگفت شوهرم به من میگوید زشت و مرا دوست ندارد مشاور بعد از چند جلسه دریافت که محبت بینشان از بین رفته و محبت چیزی است که خدا باید در دل باندازد اینطور نیست که محدثه با مرد دیگری خوشبخت شود که دوستش دارد حالا به دلایلی من جمله افسردگی در روابط جنسی سرد است ولی اول تقصیر خودش است و باید به حرم امام رضا علیه السلام برود و نذر و دعا کند نا امواج منفی از داخل خانه بیرون رود مش
آخر سال شده و خونه‌تکونی می‌کنم و عاشق این رسم شدم.
یاد گذشته‌ها می‌کنم و می‌دونم که همین الان و امروز و این نوروز، همون گذشته‌ایه که خواهرزاده‌ها و برادرزاده و پسرداییم بعدها یادش خواهند کرد و از صفا و صمیمیتش خواهند گفت. گویا اون چیزی که ما تو گذشته جا می‌ذاریم صفا و صمیمیت و خاطرات خوب و زمان‌های خوب و همدلی نیست، اون فقط یه نگاهه که تو چشم بچه‌ی پنج ساله هست و تو چشم آدم بیست و پنج ساله نیست.












متاسف
. اظهار محبت به فرزندان
محبت، داروی شفابخش بسیاری از دردها و بهترین راه حل مشکلات و ناسازگاری های تربیتی است. محبت به جا، در هر مکان و زمانی و در هر مقطع و سنی، وسیله ای کارآمد و مؤثر است. انسانها، در هر سن و موقعیتی، به عاطفه و محبت نیازمندند؛ اما کودکان، نوجوانان و جوانان بیش از دیگران، تشنة محبت اند. چه بسیارند والدینی که در برابر فرزندان خود محبت فراوان دارند؛ اما آن را ابراز نمی کنند، در حالی که محبت وقتی سازنده و تأثیرگذار خواهد بود که ف
نماز و نیایشقرآن خواندنمحبت کردنسپاسگزاری در قبال محبت دیگرانخویشاوند نوازی (صله ارحام)پیاده روى سبک در فضای پاک از هوای آلوده مادی و معنویگشاده دستی (سعه صدر)استغفارفرو خوردن خشم (کظم غیظ )دوری از افکار منفی، اماکن منفی، افراد منفی ... (دیو چو بیرون رود فرشته درآید)
تصورش هم شیرین است.مردمی که صفای خودشان را در وفا به دیگران پیدا می کنند.
دستی که برای دیگری در جیب می رود با محبت بیرون می آید. بی منت، بی ریا، از سر عشق.
گذشت و دوستی و محبت از در و دیوار شهر می بارد.
هیچ کس بدخواه دیگری نیست.
لبخند جواب لبخند است.
خودخواهی و خود بینی و بقیه خودها کنج خانه ها خاک می خورد اما محبت در کوچه ها دست به دست می شود.
 
شیطان خوب میداند. که دوستی و محبت، انسان را تا خدا می برد.
پس فتنه انگیزی را شروع می کند تا دوستی ها را به د
چنانچه پدری با مشارکت برادرخود مبادرت به سرقت مخفیانه اموال فرزند خود نماید، به رغم اینکه پدر در اجرای بند 11ماده 98 ق. م. ا. مستوجب حدّنیست ،برادر وی که در ربودن مال برادرزاده خود نقش اجرئی داشته یا احراز شرایط لازم برای سرقت مستلزم حدّ مشمول موادّ 197 به بعد ق. م. ا. است.
پاییز رو به من:هروقت خواستی جا بزنی به دلیل شروعت فکر کن.
خواهرزاده جان (محیا) در حالی که بستنی ش رو لیس میزنه:یعنی چی؟
پاییز:یعنی هر کاری رو که شروع کردی تموم کن.
محیا:یعنی گازش بزنم؟
:)))))))
 
پ.ن1:و نمی شود از درس خواندن فرار کرد...چرا که فردا باز هم امتحان داریم...اگرچه امتحان علوم عقب افتاد، اما امتحان زبان که سر جاشه...:/
 
پ.ن2:دلم می خواد سریع تر سال تموم شه و وقت پیدا کنم که کارای غیر درسی بکنم...یک عااالمه کتاب بخونم و نقاشی بکشم و...
 
پ.ن3:از طرفی ه
دوستان دزدان زمان هستند
پذیرفتن این امر بنیادین که عمر فساد و پلیدی کوتاه است، به تو قوت قلب خواهد داد
ثمره شیرین عدالت آرامش درونی است
همه چشم امید به محبت دیگران دوخته‌اند و بی‌خبر از آنند که خود نیز می‌توانند عامل محبت برای دیگران باشند
آسایش زمان نمی‌شناسد هرگاه خسته شدی بیاسای
ادامه مطلب
بنظرم شیر بیشه ی محبت های آدمیزادی کسیه که بعد از طی کردن درست و مبتنی با مسیر رشد و کمال محبت های والد و مولودی و هم خون و هم شیری، به بلوغ باهم بودن رسیده باشه. و مچی محکم تر از مچ همسر برای خوابوندن در این میدان مجوی...
 
+جدا اگر من از ضایعات خلقت و بی شأن و بی لیاقت بدونم خودم رو کفر نکردم!؟
+مگه میشه میل رفتن به مقصدی در اقتضای حق رو داشته باشی ولی راهی برای رسیدنش نباشه!؟
محبّتِ همسرِ شما به
شما، وابسته به عمل شماست. اگر بخواهید محبّتش محفوظ
بماند، باید رفتار خودتان را محبّت برانگیز کنید. بایستی وفاداری کنید، امانت نشان
بدهید، صفا نشان بدهید. توقّعات خود را خیلی بالا نبرید، باید همکاری کنید،
باید اظهار محبّت کنید، اینها محبّت ایجاد می‌کند.

محبّت ورزیدن، سرمایه‌ای است که در اوّل ازدواج، خدا به دختر و پسر هدیه می‌کند.
به یکدیگر محبّت پیدا می‌کنند. این را باید نگه داشت. |link|

یه اعتراف بکنم؟ من وقتی دانشج
خواهرم با یک بشقاب شیربرنج آمد داخل اتاق. یکی دو ساعت پیش هم یک بشقاب دیگر شیربرنج خورده بودم؛ اما مادر بقیه اش را دور نریخته بود. گاهی در هفته، شام مان می‌شود شیربرنج. خلاصه، قاشق اول را که در دهان گذاشتم، دیدم مثل همان قبلی بی مزه است و تازه، کمی هم سرد شده. خواستم پیش خودم نق بزنم و از شیربرنج تکراری مادر گله کنم که یک آن، چشم های مادر از درِ ذهنم آمدند تو؛ دست های خسته ی او نیز. پیش آنها خجالت کشیدم گله کنم و نق بزنم. با خودم گفتم طور دیگری با
"انّ الذین آمنوا وعملوا الصالحات سیَجعلُ لهم الرحمنُ وُدّاً"یعنی،کسانی که ایمان بیاورند وعمل صالح انجام دهند،خدا محبت آنان را در دلها قرار میدهد،ومردم آنان را دوست میدارند،وحتی بعد از مرگشان نیز مردم آنان را دوست میدارند،که در روایات مصداق اتم واکمل آنرا حضرت علی علیه السلامدانسته است.سوره مریم،۹۶.
بإسمک الأعظم   یکی از زوایای ناشناخته‌ی امام عصر علیه السّلام، مهر و محبّت آن بزرگوار به انسان ها و به ویژه شیعیان است. متأسفانه از گذشته‌ی دور چنین بوده است که امام را تنها با شمشیر و خونریزی و قهر و انتقام معرفی کرده و چهره‌ای خشن از آن حضرت نشان داده اند؛ حال آنکه آن حضرت مظهر رحمت بی کران الهی و پدر مهربان امّت و همدمی دلسوز و همراهی خیرخواه است.
ادامه مطلب
چند وقته قرار‌ دختری را ببرم استخر، خلاصه چهارشنبه که بدلیل شهادت استخرها تعطیل بود! اصلا باور نمیکردم! اونوقت فکر کن یه روحانی را رییس سازمان ورزشی بولینگ و بیلیارد و فلان کرده اند(سمت اداری اش را دقیق نمیدونم اما تو مایه های ریاست بود)، خب ذهنیت این مدلی غالبه:( خلاصه چهارشنبه کنسل شد و برا پنجشنبه گفتم برادرزاده ام را هم ببرم که اخوی گفت بذار فردا جمعه من بلیط هم دارم، شب مهمونی بودیم و قرار بود برادرزاده بیاد خونه ی ما بخوابه که امروز صبح
 
یک :
یکی از اقوام مون با اهل و عیال که جمعا ۷ نفرن تصمیم دارن  عید نوروز بیان خونه ما !! 
حالا از کجا؟ 
از تهران میان !! تهرانی که وضعیتش میگن قرمزه حدودا!
 
من برای خودم نگران نیستم خداوکیلی ولی نگران پدرم هستم خواهرزاده ام توصیه اکید داره که عید رفت و آمد  شلوغ ممنوعه !!
حتی به خودمون سپرده که با رعایت فاصله با پدرم حرف بزنیم !!
حتی علی برادرزاده امم با رعایت اصول بهداشتی اجازه ورود به خونه ما داره چون
بلاخره اون میره بیرون و با اقوام نزدیکش از
+ با بچه‌ی فضول باید چه کار کرد؟ بچه‌ای که میاد خونه‌تون و در تمام کابینت‌ها رو باز می‌کنه، همه‌ی کشوها رو چک می‌کنه، همه‌ی سوراخ‌سنبه‌ها رو می‌گرده و هرچی دلش بخواد برمی‌داره؟ دقیقا هر دفعه که میاد زیر تمام مبل‌ها رو مخصوصا چک می‌کنه! حتی مورد بوده از زیر مبل، یه بسته چی‌پفی که خودمون خبر نداشتیم اونجاست پیدا کرده :| خوراکی باشه می‌خوره، سرگرمی باشه برمی‌داره بازی می‌کنه (مثلا توپ یا دفتر قلم و ماژیک و اینا) و یا چیزی مثل بادکنک ر
امروز همسر یکی از اقوام فوت کرد. همون اقوامی که چند روز پیش نوعروس برادرزاده ش فوت کرده بود. مادر از مراسم که برگشت میگفت دخترش مدام از کسی که موقع مرگش کنارش بود میپرسید بابام چیزی نگفت هیچی نگفت و دوست پدرش هم هر بار بین تعریف هایی که از خدا بیامرز میکرد میگفت نه فقط در یه لحظه افتاد و تموم کرد. واقعا هم خدایش بیامرزد که مرد خوب و پدر مهربونی بود. بعد از این گویا دخترش ذکر "همین بود؟!" به لب داشت ...
#مقدور بود صلواتی هدیه به اموات ختم کنید
#ادامه
شناخت نشانه های علاقه مندی خیلی امر مهمی است. 
چون زمانی ممکنه شما از دختر یا پسری خوشتون بیاد اما نمیدونید ان شخص هم به شما علاقه دارد یا نه؟
قبل از هرچیزی باید به شناخت برسید؛ برای روشن کردن ماشین به بنزین نیازه و بعد استارت پس برای عشق ورزیدن شما احتیاج به جلب نظر و محبت و جلب محبت طرف مقابل نیاز دارید.
گاهی پیش اومده که شنیده باشید "طرف مهره مار " داره ، یا" دعای محبت خلقی" انگار داره" حتی گاهی برای خوده شماهم پیش اومده ک با یک نظر از کسی خوشت
از یه جایی بــه بعد...............دیگه بزرگ نمیشیم؛ پیر میشیم
از یه جایی بــه بعد.............. دیگه خسته نمیشیم؛ می بُرّیم 
از یه جایی بــه بعد..............دیگه تکراری نیستیم؛ زیادی هستیم...!!
پس قدر خودمون ، خانواده مون ، دوستانمونو، زندگیمونو و کلأ حضور خوشرنگ مون رو تو صفحهء دفتر وجود بدونیم... محبت تجارت پایاپای نیست٫
چرتکه نیندازیم که من چه کردم وتودرمقابل چه کردی!
بیشمار محبت کنیم.
حتی اگربه هردلیلی کفه ترازوی دیگران سبک تر بود.
بسم الله الرحمن الرحیم ./
 از خواندن کتاب طوبای محبت می آیم ! و می نویسم که بماند ... کتابی که خواندن ِ جلد اولش سه مّاه طول کشید! میتوانستم خیلی زودتر تمامش کنم... نشد!

با این همه حالا کتاب را که ورق میزنم، هر صفحه پر است از خط های قرمز زیر جملات زیبا ... و کروشه های باز شده کنار عنوان هر بخش که دو یا سه جمله برداشت خودم و نکته هایش را نوشته ام ! آنجا که از زیبایی ِ تنهایی و غریب بودن میگوید نوشته ام : من الغریب الی الحبیب و دلم سوخته است !!! آنجا که از #ح
در این فضا که خیلی سخت می گذرد چه خوب است که به همدیگر محبت بورزیم
 
همانطور که علی علیه السلام فرمودند: 
 
                                                          «اظهار محبت و دوستى با مردم نیمى از عقل است.»
                                                                                                
1. آنکه از باده محبّت پروردگار سرمست نشده و در هوشیارى بسرمى‏برد، هیچ خوشى و عیشى در این دنیا ندارد. و آنکه از شراب عشق ننوشیده و در سنگینى مستى، حجاب أنانیّت را کنار نزده و جان نباخته‏است، رأى صواب و دوراندیشى را ازدست داده‏است.2. کسى که عمر او تباه شد و از حضرت محبوب هیچ نصیب و بهره‏اى ندارد، باید بر حال زار خود سخت بگرید!و لذا در مورد کسى که عشق و محبّت حضرت حقّ در دل او موج مى‏زند و آن عشق و شور او را به سوى خدایش هدایت میکند، مى‏فرمودند: ز
از بیستم شعبان تا آخر ماه مبارک رمضان مناسب است که یک اربعین دعای عهد را بخوانید و ملتزم باشید.
این، یک نوع استقرار در محبت و ولایت می‌آورد. بعد از نماز صبح دعای عهد را انسان چهل روز ادامه بدهد، این دیگر می‌ماند. بعد هم اگر برایش ملکه شد، ادامه بدهد؛ ولی از هجدهم - بیستم ماه شعبان تا آخر ماه رمضان چهل روز بدون فاصله می توان دعای عهد را ادامه داد.
┈┄┅═✾•••✾═┅┄┈
حجت‌الاسلام والمسلمین حاج شیخ جعفر ناصری
بسم الله الرحمن الرحیمگاهی عجیب دلم می خواهد خانه داری و همسر بودن شغلی میشدند که می توانستم از آن ها مرخصی بگیرم. گاهی محبت هم آن قدر قوی نیست که تو را سر پا نگه دارد. محبت تو به این زندگی، به مخاطب خاصت. زندگی همیشه صحنه های رمانتیک به یادگار مانده از داستان ها و قصه های دلنشین نیست. گاهی زورت نمی رسد به خیلی چیزها. مرا ببخش که از همسر ایده آلت یک دنیا فاصله دارم ...والی الله ترجع الامور ...
 زندگی محمد جواد محبت + اشعار

محمد جواد محبت، کودکی و تحصیلات را در کرمانشاه گذراند و سپس به عنوان معلم در روستاهای قصر شیرین به خدمت مشغول شد. شعرهای او از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۵۴ در مجلات توفیق، خوشه، روشنفکر، دریچه، تهران مصور و هفته‌نامه مشیر چاپ می‌شد.
ادامه مطلب
همیشه برام سوال بوده توی یک رابطه زن و شوهری محبت تا چه اندازه باید باشه؟؟
تا چه حد باید همسرم رو دوست داشت باشم؟؟
آیا برای محبت بین همسران حدو حسابی هم هست؟؟
تا به این ایه از قران رسیدم " وَمِنْ آیَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَکُم مِّنْ أَنفُسِکُمْ أَزْوَاجًا
لِّتَسْکُنُوا إِلَیْهَا وَجَعَلَ بَیْنَکُم مَّوَدَّةً وَرَحْمَةً ۚ إِنَّ
فِی ذَٰلِکَ لَآیَاتٍ لِّقَوْمٍ یَتَفَکَّرُونَ " چقدر زیبا قرآن این روابط همسری رو بیان می کنه که از کلمه " مودة " اس
محبّت در صورتی خواهد ماند که طرفین حقوق یکدیگر و حدود خود را رعایت کنند و
از آن تخطّی و تجاوز نکنند. یعنی در واقع هر کدام از این دو طرف سعی کنند که جایگاه خود را در دل
و ذهن و فکر طرف مقابل، جایگاه راسخ و نافذی قرار دهند. یعنی همان نفوذ
معنوی؛ همان ارتباط و پیوند قلبی زن و شوهر. احکام اسلامی مربوط به خانواده برای این است.
لطف ایزدهمه محبت زهراست/نور ایمان نگر عنایت زهراست/هرکه خواهدسعادت وجنت/بین کلیدش ولایت زهراست/کوثر احمدی به قرآن اوست/شیعه مشهور درارادت زهراست/همسر مرتضاست درعالم/ چون جهانی زرحمت زهراست/هر زنی گرفته ازبرش الگو/گلشن بانوان زعفت زهراست/تربیت رارسانده تا معراج/گوهرش درشهادت زهراست/مادراهل بیت کوثرایزد/مسلمین را بهارعزت زهراست/سوی دل او بصیرتی بخشد/لطف حق در رضایت زهراست/درقیامت شفیعه آن بانو/چشم مابرشفاعت زهراست/فاطمه اسوه شدبرِمهدی/ب
آبجی دو روز بینی‌شو عمل کرده ،صبح پیشش بودم از اونجا اومدم شرکت و بعد از تایم کاری رفتم پیشش و شب هم پیشش موندم فردا صبحش اومدم شرکت و و بعد هم رفتم خونه خودمون 
شب با هم دعوامون شد ،میگه یه ذره بهت رو بدم پررو میشی ؛گفتم نبودی محبت کنم بهت .جنبه نداری!!!
حالا بگو محبتش چی بوده،عصر رو کاناپه خوابیده بود گفتم بیا پیش ما بخواب (محبت رو داشته باش خدا وکیلی!) 
ملت کادو میخرن ،گل میخرن ،این جای خوابشو عوض میکنه من جنبه ندارم :))
مهر
اول بهتر است خود واژه مهر را معنی کنیم:
مهر به معنی مهربانی و محبت. هم چنین به معنی خورشید است.
حالا چند اسم زیبا که با مهر شروع می شوند:

نام های پسرانه جدید که مهر در اول آن ها هست:
مِهرسام : به معنی فرزند خورشیدمِهرکام : به معنی آرزومند مهر و محبت
مِهرداد : به معنی افریده خورشیدمِهراد : به معنی خورشید جوانمرد‌مِهربُد : به معنی نگهبان خورشید و محبتمِهرزاد : به معنی زاده خورشید و مهربانی
مِهرشاد : به معنی خورشید شادمِهرساد : به معنی خورشید زند
این اتاقی که هستم با خانه خواهرم درب مشترک دارد و صداها از دو طرف منتقل می شوند...
ساعتی نیست که ناگهان صدای بلند و غضب ناک خواهرم همچون پتک بر سر خواهرزاده ام کوبیده نشود... دقیقا کاری که مادرم با فرزندانش می کرد و اکنون فرزندانش با فرزندان فرزندانش می کنند... و دقیقا واکنشی که تو به خاطر بزرگ شدن در آن محیط گاهی از خودت بروز می دهی... اما من سعی می کنم این تسلسل را قطع کنم...
الان وقت این است که عشق و محبت را منتشر کنی،وقتی مرگ ما را لمس می‌کند، در تجربه‌هایی شبیه مثل فروریختن پلاسکو؛سوختن سانچی، زلزله ویا تظاهرات اخیر...این تماشای مرگ دیگری ما را به یاد بی دفاعی خویش برابر مرگ می‌اندازد و بعد ترسی ناخوداگاه ما را در برمی‌گیرد. 
 
 ما نمی‌توانیم از مرگ بگریزیم پس ناچار به جستجوی چیزی یا کسی برای جنگیدن و ابراز خشم بر می‌آییم. 
این همه پرخاشگری در فضای واقعی و مجازی طی روزهای اخیر نشان دهنده ی ترسیدن ماست. 
ادا
دعایی برای عزیز شدن و جلب محبت دیگران
خواندن دعای فلفل سیاه برای عزیز شدن، تسخیر قلب و رفع کدورت بین دو شخص
از شیخ بهایی و شیخ زین الدین العربی نقل شده که گفته اند هر که را بخواهی دوست خود گردانی دو رکعت نماز بخوان. در هر رکعت بعد از حمد، آیه ۷/ سوره ممتحنه را هفت مرتبه بخوان.
متن آیه ۷ سوره ممتحنه :
 
ادامه مطلب
ابراز محبت


انسان در رابطه ی با همنوعان خویش  ، نیازمند تبادلِ احساسات و ابراز عاطفه و محبت
است ، ابراز محبت چه به صورت کلامی و چه با رفتار ، بخشی از نیاز های روانی انسان را
تأمین می کند
این ابرازِ محبّت اگر با انگیزه ی الهی صورت پذیرد جنبه ی
معنوی نیز پیدا می کند وعلاوه بر اینکه روابط انسانی را استحکام می بخشد ، انسان
را به خداوند نیز نزدیک می گرداند
ابراز محبّت اگر نسبت به کسانی باشد که نیاز بیشتری به محبّت
داشته باشند ارزش معنوی آن افزوده
{سبک زندگی مهدوی - شماره 39}
 
محبت به فقرا و مساکین
 
یکی از مسائل بسیار مهم در سبک زندگی مهدوی ، محبت و رسیدگی به فقرا و مساکین می باشد. به طوری که در روایات بیان شده که خوشحال کردن آنها، خوشحالی خدا را به دنبال دارد و ناراحت کردن ایشان ، غضب الهی را در پی دارد .
رسول مهربانی ها فرمود: «از اسباب نزدیک شدن به خدا ، محبت به مسکینان و نزدیک شدن به ایشان است .» [جامع الاخبار، ص۱۸۳]
در روایتی دیگر، ایشان می فرماید: «برای هر چیزی، راهکاری وجود دارد و راهک
پشت چراغ قرمزخیابان شریعتی ایستاده بودیم
و منوچهر هم صحبت می کرد کنار خیابان یک پیرمردی که سرتاپا سفید یکدست پوشیده بود؛در گالری بزرگے گل های رزی به رنگ های مختلف می فروختولے سفیدی پیرمرد نظر من را جلب کرده بودو من احساس مے کردم این مرد از آسمان آمده است اصلا حواسم به منوچهر نبودکه یک لحظه حجم سنگین و خیسے روی پاهایم حس کردم یڪ آن به خودم آمدم دیدم منوچهر رد نگاهم را گرفته و فکر کرده من به گل ها خیره شدم،پیاده شده تا گل ها را برایم بخردمنوچ
پشت چراغ قرمزخیابان شریعتی ایستاده بودیم
و منوچهر هم صحبت می کرد کنار خیابان یک پیرمردی که سرتاپا سفید یکدست پوشیده بود؛در گالری بزرگے گل های رزی به رنگ های مختلف می فروختولے سفیدی پیرمرد نظر من را جلب کرده بودو من احساس مے کردم این مرد از آسمان آمده است اصلا حواسم به منوچهر نبودکه یک لحظه حجم سنگین و خیسے روی پاهایم حس کردم یڪ آن به خودم آمدم دیدم منوچهر رد نگاهم را گرفته و فکر کرده من به گل ها خیره شدم،پیاده شده تا گل ها را برایم بخردمنوچ
اصرار می‌کنند که سحر هم پیششان باشیم. مادر همسرم می‌گوید یک لقمۀ محبت‌ست همه با هم می‌خوریم و می‌داند من چقدر عاشق این دو کلمه "لقمۀ محبت" هستم. سر ساعتی که تعیین کرده‌اند می‌رسیم. با لبخند و به گرمی استقبال می‌کند و در حالیکه به ساعت نگاه می‌کند چند تا پسته و بادام کف دست من و همسرم می‌گذارد و با لبخند می‌گوید این هم جایزۀ به‌موقع آمدنتان. همانطور که سفره را می‌چینیم با خوشحالی زیر لب زمزمه می‌کند "آدم خستگی از تنش در میره وقتی شماها ب
رفتم پایین تا چایمو وردارم بیام بالا. با آبجی بزرگه حرف می‌زنم. همزمان مامان با تلفن با  بابا صحبت می‌کرد. یه لحظه دندون قروچه کرد و ناخن بر گونه‌هایش کشید و ای ذلیل مرده‌ها ساکت باشیدی رو از تو چشماش می‌خوندم.آبجیم لباسی که خریده بود رو آورد و از اون جا که هر کی لباس بخره باید هر کدوممون بپوشیمش و باهاش یه قری بدیم، پوشیدم. برای اینکه زود بشه. روی لباسم پوشیدم ولی مجال خودی عرض کردن به دلیل ترس از اصابت موشک‌ها از جانب مامان نبود.بابا می‌
یکی از پر اهمیت ترین نکته ها در مورد ابراز کردن محبت و دریافت کردن آن فرق های زوجین می باشد .
که در بیشتر موارد یکی از زوجین به روش و شیوه خودش که به آن علاقه دارد محبت دریافت خواهد کرد.
و محبت می‌کند به طور مثال خانمی که انجام دادن کارهای خانه یا کدبانو بودن را محبت کردن می داند.
در صورتی که همسرش احتیاج به محبت کلامی او دارا می باشد.
و یا مردی که بیشتر کار کردن را یک اقدام محبت آمیز نسبت به همسر خود می‌داند.کمبود محبت
ولی همسر او احتیاج به صحبت
#_ارتباط_و_انس_با_امام زمان(عج)_10
❤️ محبت (دوست داشتن) اهل بیت(ع)و به خصوص امام زمان(عج) چه سودی دارد❓ با توجه به آن چه از تبیین واژگان آیه مودت به دست آمد، روشن می شود که خداوند متعال در این آیه، مودت قربی را به عنوان مزد رسالت پیامبراکرم(ص)قرار داده است. مودت قربی به عنوان یک وظیفه واجب برای یکایک مسلمانان‍♂ است چنان که امام باقر (ع) در این باره می فرماید:《به خدا سوگند مودت محمد(ص) واهل بیتش از جانب خدا بر بندگان واجباست.》《1》 همچنین دقت در آیه
محبت امیر المومنین علیه السلام و پل صراط
شیخ صدوق رضوان الله علیه روایت کرده است:
حَدَّثَنَا الْحُسَیْنُ بْنُ إِبْرَاهِیمَ رَحِمَهُ اللَّهُ عَنْ هِشَامِ بْنِ حَمْزَةَ الثُّمَالِیِ‏ عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عَلِیٍّ عَنْ آبَائِهِ علیه السلام قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ صلی الله علیه و اله لِعَلِیٍّ علیه السلام مَا ثَبَتَ حُبُّكَ فِی قَلْبِ امْرِئٍ مُؤْمِنٍ فَزَلَّتْ بِهِ قَدَمُهُ عَلَى الصِّرَاطِ إِلَّا ثَبَتَ لَهُ قَدَ
هل مِن مدّکر؛ آیا پند گیرنده ای هست؟
میتوان به همه چیز با چشم عبرت و پند آموزی نگاه کرد.دوستی میفرمود: چند باری پیش آمده که در اوج مشکلات و فشارهای فکری و روحی، نوع رفتار کودکم باعث شده آن مشکل فکری برایم حل و آسان شود.نوع رابطه و وابستگیِ کودک به پدر و مادر، بسیار الگوی خوبی برای درس گرفتن جهت «چگونگی رابطه‌ی ما با خداوند» میتواند باشد، چرا که خداوند ارحم الراحمین است، و محبت و رحمت پدر و مادر، پرتویی از محبت بیکران الهی است.و قرآن حکیم، قرن
 
اول: روزهای سوگواری آقامون حسین(ع) هست. کسی که وقتی دید بعد از برادرش به صلح و شروط ایشون توجهی نکرده‌ن، دید که از اسلام یه ظرف خوشگل خیره‌کننده‌ی قرص‌ومحکم مونده که توش رو پر از پِهِن کرده‌ن، تاب نیاورد و قیام کرد! قیام نکرد که ظرف رو بشکونه، پاشد که پِهِنا رو بریزه دور، ظرفو بشوره، پاک کنه و توش دومرتبه گُل بریزه و حق. ولی همه می‌دونیم کار آقامون نیمه‌تموم و هبط‌شده و هدررفته می‌موند اگر...بله! اگر زینب و سجاد(ع) نبودن. زینب رو که می‌شن
   ژنتیک اینطوری است. وقتی بچه ای از موی ذرت میترسی و خیلی هم میترسی و مایه ی خنده ی خانواده هستی. ولی بزرگ می شوی و ریش در می آوری و دانشگاه می روی و آن قضیه فراموش خیلی وقت است فراموش شده. ولی خب یهو خواهرزاده ات به دنیا می آید و دایی می شوی و خواهر زاده ات هم از چیزهای پرز دار و ریش ریش دار می ترسد و باز همه یادشان می افتد که تو از موی ذرت می ترسیدی و باز مایه ی خنده می شوی.
#یاس
#یومونچه
 
 
فیلم رما برنده بهترین فیلم خارجی زبان، بهترین کارگردانی و بهترین فیلمبرداری است و اتفاقات داستان در کشور مکزیک می افتد و شخصیت های اصلی فیلم، از یک خانواده ثروتمند و خدمتکار مکزیکی تشکیل می شود. خدمتکار مکزیکی یعنی کلئو نقش اصلی فیلم هست و روند داستان حول زندگی اسن شخصیت دور می زند. کلئو خدمتکاری هست که مورد محبت خانواده هست و دو بچه کوچک خانوده او را خیلی دوست دارند و مادر بچه ها هم با وجود برخی عصبانیت ها باز هم نسبت به او محبت دارد. یک
داستان زیبای یک مصراع شعر در کاظمین ع:  
     کیمیای حقیقی هستی محبت مولاست*
سرمایه عالم بی ولایت ،همه خسران است*
شیخ جعفر مجتهدی ره در نوجوانی دنبال علم کیمیا بود که به او گفته شد کیمیا محبت اهل بیت است. به این خاطر این مصراع شعر را گفتم که: کیمیای حقیقی هستی محبت مولاست . اما در مصراع دوم اشکالی بود که جور نمی شد: سرمایه عالم بی ولایت خسران است یا بگویم سرمایه همه عالم بی ولایت خسران است.
حدود یک ماه و نیم بعد توفیق زیارت عتبات عالیات نصیب شد. د
هنگامی که کسی را دوست می داری...


امام صادق (علیه السلام)
فرمودند: هنگامی که کسی را دوست میداری، او را از این محبت آگاه کن، زیرا
این کار، دوستی بین شما را محکم تر می کند. (کافی ، ج 2 ، ص 644 ، حدیث 2)




نسبت دین و محبت
از نظر اسلام می توان به روایت امام باقر (علیه السلام) استناد کنیم که «هل الدین الا الحب» آیا دین جز محبت است؟ و می
توان آغازگر قرآن یعنی «بسم الله الرحمن الرحیم» را در سوره فاتحة الکتاب
دلیل این قرار دهیم که در اسلام همه چیز با رحمانیت
یا رب
.
از تصویر دلخراش جیغ زدنت تو انستیتوپاستور تا بغض ترکیده ی من جلوی خانم های بخش اطلاعات، از گریه های تو, از درد پاهای کوچولوت... از بی قراری هات که گرسنه ای ولی نمیتونی شیر بخوری... از چشمای معصوم و نازت ک بی رمق منو نگاه میکنند.... از بغضی که چنگ انداخته به گلوی من ... فقط همش تو دلم میگم اگه محبت مادر به بچش انقدره که طاقت گریه هاشو نداره، اگه حد محبت مادر انقدره که بی تاب میشه، پس امامم چقدر شیعیانشو دوست داره؟ پس خدا چقدر به ما مهربونتر و دل
مسافت زیادی رو پیاده رفته بودتا مدینه...پاهاش تاول زده بود.خونی بود.رفته بود امام زمانش رو ببینه...امامِ باقر رو.وقتی رسید به حضرت فرمود: هیچی باعث نشده من اینهمه راه رو پیاده تا اینجا بیام، جز محبتم به شما.آقا جواب داده بود:هلِ الدینُ الا الحبّ؟دین چیزی غیر از این محبته؟**استاد می‌گفتبرای هر عملیشوق لازمهیعنی برای هر فعلیمیلی در انسان هست.میل های تو به چه سمت و سوئیه؟طلبِ وجود تو چیه؟**به هر چیزی محبت داشته باشی ازش کوچیکتر میشی...**من بیچاره ی

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

خرید سکه ساکر استارز محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین وبلاگ ها

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

یک فاجعه زیبا ... | گربه و گل فلوکس فایل Gardening Lover داستان های کوتاه فروشگاه تبلت ارزان قیمت کودکان و ضبط صدا حقایق تاریخی Htarikhi لایسنس نود 32 - آپدیت نود 32 - یوزرنیم و پسورد نود 32 تور های گرجستان جهان زیبای من دشمن شناسی