ورود به چت روم
چت روم جوانان و نوجوانان ویژه دهه 70 و 80
ساخت وبلاگ جدید
ساخت وبلاگ جدید و حرفه ای در چند ثانیه

نتایج جستجو برای عبارت :

4 ساله که یه پسر بهم پیام میده

من براساس سن بلوغ پسران و دختران و همچنین سن یائسگی در زنان و کمی محاسبه به فرمول زیر برای سنی که طبیعت برای ازدواج مردان و زنان مناسب میدونه رسیدم:
 
سن پسر=1.1*(سن دختر)+4
میخواستم ریز محاسباتم رو اینجا بنویسم که دیدم شاید حوصله خواننده سر بره و فقط فرمول نهایی رو نوشتم.
براساس این فرمول طبیعت برای یک دختر:
18 ساله پسر حدودا 23.8 ساله رو مناسب میدونه
20 ساله پسر حدودا 26 ساله رو مناسب میدونه
25 ساله پسر حدودا 31.5 ساله رو مناسب میدونه
30 ساله پسر حدودا 37
◀تصویری که میبینید مربوط به عقد دختر ۹ ساله با پسر ۲۲ ساله هست.طبق گفته پدر و مادر دختر قرار هست این ها شش سال دیگر با هم اردواج کنند. این دو ساکن منطقه بهمئی استان کهگلویه و بویر احمد هستند. دادستانی قوه قضایه به این پرونده رجوع کرده و در دست بررسی هست.از نظر من این نوع ازدواج ها و عقدها در این سن کم بخصوص برای دختر ۹ ساله مناسب نیست.
ماجرای عقد دختربچه ۹ ساله با جوان ۲۰ ساله/ عاقد: خانواده عروس و ...
https://www.yjc.ir › استان ها › استان‌ها۸ ساعت پیش - ‌در پی انتشار فیلمی در شبکه های اجتماعی از عقد دختربچه حدود ۹ ساله با یک جوان، مسئولان استان کهگیلویه و بویراحمد توضیحاتی ارائه دادند.ماجرای عقد دختربچه ۹ ساله با جوان ۳۰ ساله/ فرمانداربهمئی: ...
https://www.yjc.ir › استان ها › استان‌ها۸ ساعت پیش - ‌در پی بازنشر فیلمی در شبکه های اجتماعی از عقد دختربچه حدود ۹ ساله با یک جوان، فرماندار بهمئی
کاش به جای ملیکای بیست ساله‌ای که تا آخر تیر امتحان داره، پسر بیست ساله‌ای در توکیو بودم که صبح زود بخشی از مسیرش تا دانشگاه رو پیاده می‌رفت، آهنگ‌های غیرژاپنی دوست داشت و فکر می‌کرد باید قبل از مردن حداقل یک بار یکی از تصمیم‌های عجیب و غریب زندگی‌اش رو عملی کنه. اما در نهایت من همون بیست ساله‌ی خسته‌ای هستم که ترجیح میده جزوه ویروس‌شناسی رو از پنجره اتاق پرت کنه،  هزاربار بنویسه و پاک کنه و در نهایت باز از هیچ چیز مطمئن نباشه. 
منتظر نشوید 63 ساله شوید !
در سال 1977 یک مرد 63 ساله، عقب یک بیوک را از روی زمین بلند کرد تا دست نوه‌اش را از زیر آن بیرون آورد. قبل از آن هیچ چیزی سنگین‌تر از کیسه بیست کیلویی بلند نکرده بود !
او بعدها دچار افسردگی شد‌ ، می‌دانید چرا ؟
چون در 63 سالگی فهمیده بود چقدر توانایی داشته که باورش نداشته و عمرش را با حداقل‌ها گذرانده !
منتظر نشوید 63 ساله شوید ،توانایی انسان نامحدود است ...
یک فلسفه ای هست که اعتقاد دارد مرگ با تولد آدم آغاز می شود. آدم یک جایی همراه با مرگ زاده می شود و آنقدر ادامه می دهد که فقط مرگ می ماند. فکر مرگ از آن جنس فکرهایی است که حداقل در مقطعی از زندگی فکر هرکسی را به خودش مشغول میکند. فکر خودکشی در آدم های کمتری بروز می کند. ولی آدمی را سراغ ندارم که در رابطه با مرگ فکر نکرده باشد.*مناسب ترین ساعت برای شام بلافاصه بعد از شروع شب است. و شام در انتهای شب نه تنها ضرر دارد بلکه ساعت طبیعی بدن را مختل میکند. من
فاطیما برازجانی نخبه هشت ساله آبپخشی در مسابقات محاسبات ذهنی ریاضیات در رقابت با ۱۳ ساله‌ها خوش درخشید.
به گزارش سفیر جنوب؛فاطیما برازجانی نخبه هشت ساله آبپخشی در مسابقات محاسبات ذهنی ریاضیات بار دیگر برتری خود را نشان داد و این‌بار برای ورودی به مسابقات کشوری در مرحله استانی در بالاترین سطح با ۱۳ ساله‌ها به میدان رفت و به راحتی و مقتدرانه پیروز شد و به مرحله کشوری صعود کرد.
فاطیمابرازجانی نخبه ۸ساله آبپخشی در رقابت با۱۳ساله هادربالات
برنامه ای بعنوان نمونه  که برای یک خانواده اسلامی ایرانی طراحی شده شامل : 
برنامه بلند مدت ( ۲۰ ساله)، 
میان مدت (۵ ساله)،
 کوتاه مدت (سالانه)، 
برنامه هفتگی،
شاخصهای ارزیابی
چشم انداز ، بیانیه ماموریت، منشور اخلاقی، راهبردها و ...
حذفش نمیکنم چون دلم نمیاد... یه آرشیو دو ساله س از نوشته هام. با وبلاگ قبلی میشه دو سال. میذارم همینجوری بمونه. اما دیگه پستی نمیذارم... چقدر زمان زود میگذره. دو ساله که اینجا مینویسم. دنیای وبلاگ نویسی ِ قشنگ. وقت خداحافظیه
خداحافظ وبلاگ قشنگم. 
علت لجبازی در کودکان 7 ساله چیست؟ این سؤالی است که بسیاری از والدین در اوایل دوران مدرسه فرزندشان با آن مواجه می‌شوند. ممکن است فرزند 7 ساله شما با وجود بزرگ‌تر شدن و رشد شناختی بیشتر در این دوره، رفتارهای ناسازگارانه‌ای از خود نشان دهد که شما را کلافه کند. برای مثال برخی از کودکان 7 ساله دائماً به خاطر هر چیز با والدین خود لج کرده و به آن‌ها پرخاشگری می‌کنند. ما در ادامه این مقاله توضیحات بیشتری در مورد علل و نحوه برخورد با لجبازی کودک 7 س
جنایت هولناک وهابی سعودی علیه کودک 6 ساله شیعی که در مقابل چشمان مادرش وی را سر برید موجی از خشم و تنفر در جهان برانگیخته است و واکنش های خشمگینانه به این جنایت هولناک همچنان ادامه دارد.
قتل فجیع زکریای شش ساله در برابر چشمان مادر 
من این چند روز فقط برای آرامش روح تو دعا کردم. هرچند اعتقادی به هیچ چیز درست حسابی نداشتی و در تمام عمر بیست و چند ساله‌ی خود ارزشی به مذهب ننهادی و آشفتگی و بیچارگی جداناپذیری وجودت را درگیر کرده بود.دعا کردم که سالها بعد در بهشت دیدار تازه کنیم و تو با نگاه غم‌زده آغوش باز کنی و من به طرفت بدوم.
21، 21این یک رسم هر ساله است که درب حیاط خلوت کوچکمان را باز کنیم و طنین الله اکبرمانبین صدای مردم، گم شود...و من با تمام وجودماین رسم شیرین را دوست دارمبلکه به آن تعلق دارم...چهل ساله که پای انقلاب اسلامی ایرانبرای رسیدن به تمدن نوین #اسلامیو حقیقت کلمه ی توحیدفریادهاجان هامال هابذل شده...چهل ساله کهسرزندگیامیدو انگیزه ی رسیدنمشق این قطره های نوره...و من دوشادوش مردهایمانیقینم رابه گوش آسمان می‌رسانمکه خداوندبزرگتر است از هر اندیشه ایو خداون
سلام
اسم من مریم است. اردیبهشت امسال 34 سالم شد.
من مهندس کامپیوترم و کارم برنامه نویسیه. حدودا 10 ساله دارم کار میکنم.
فوق لیسانس کامیپوتر ، عاشق درس خوندن (البته 3-4 ساله عاشقش شدم :D )
  واسه سرگرمی تصمیم گرفتم این وبلاگ را درست کنم.
و بعضی روزها بیام حرف دلم را بنویسم.
امیدوارم 100000000 تا دوست مجازی خوب اینجا پیدا کنم.
جسد دختر ۵ ساله بیدگلی در رودخانه علوی پیدا شد↙️ آخرین مفقودی سیل اردهال، ساعت ۳ بامداد در پشت سد کوچک خاکی رودخانه حدفاصل علوی تا علی‌آباد کشف شد.این دختر ۵ ساله که جنازه مادرش نیز چند ساعت زودتر در فاصله ۵۰۰ متر پایین‌تر پیدا شده بود، با تلاش نیروهای امدادی و مردم کشف شد.شایان ذکر است، سیل کم‌سابقه اردهال که به سیل دره قتلگاه مشهور است، حدود ساعات افطار روز هشتم رمضان جاری شد و علاوه بر خسارات مالی، جان یک زن جوان و یک دختر را گرفت.
خیلی دنیای بدی شده ....الان که بیست و شش سالمه احساس سیری از دنیا کردم
لعنت به دنیای سرگردون .....یادمه چهارساله بودم هرکی میگفت چن سالته میگفتم هفت سالمه
وقتی هفت ساله شدم به خودم گفتم دیگه بزرگ نمیشم یدفه چشامو باز کردم دیدم شدم هفده ساله
باورم نمیشد الان که بیست و شش ساله شدم دیگه واسم عادی شده هیچ شوقی ندارم میدونم تا چشامو باز کنم شدم شصت ساله
یادش بخیر دوران نادانی کودکی فقط فکر بازی گوشی بودم خیلی دوران شادی داشتم حیفففففف
کاش
اول آدم پی
دیشب هم اتاقیم حرف هایی زد ک ب شدت منو متعجب کرد!
دختر 31 ساله داره بهم میگه ک با ی پسر 22 ساله اینترنتی آشنا شده و داره میره سر قراار و پسره عاشقش هست!! ینی داریم اصلا؟! پسره ی شهر دیگه س-سال سوم لیسانس. هم اتاقی من دکتری فلسفه داره و داره ارشد مجدد میخونه تو رشته روانشناسی!
انقدر راحت کلمه عاشقم شده رو ب کار می برد ک شاخ هام زده بود بیرون. هر شب ساعت 7 میره پارک لاله. میگفت شب ها اونجا بهتر درس میخونم. ولی دیشب کاشف ب عمل اومد ک اونجا با ی جمع پسرها دو
صدها حادثه توجه‌برانگیز و پر معنی و در عین حال ظاهراً بی‌ارتباط و گاه متناقض با یکدیگر در زندگی موسی‌بن جعفر هنگامی معنا می‌شود و ربط می‌یابد که رشته مستمر جهاد و مبارزه ۲۵۰ ساله ائمه را از آغاز امامت تا لحظه شهادت آن بزرگوار مشاهده کنیم.
کتاب انسان ۲۵۰ ساله، ص۳۱۶
شهادت امام کاظمعلیه‌السلام را تسلیت می‌گوییم.
 صاحب باشگاه آدم دست و دلبازیه، یه
مرده هر روز میاد بطرای پلاستیکیو‌ جم میکنه و میبره معمولا یه پسر ۸ ۹
ساله هم باهاش میاد، از اون آدمای بدبختن ک هیچی ندارن، نکته بدترش اینه که
امروز با یه پسر دو سه ساله اومده بود، آخه تو که نه پولی داری نه کاری
داری نه هیچی داری از همه بدتر معتادم هستی چرا باید بچه داشته باشی :/
فقر
و بدبختی ازشون میباره اما حداقل دو تا بچه کوچیک داره، اون بچه ها چه
آینده ایی دارن، دلم واسه پسربچه ۲ ساله کباب شد واقعا، زندگ
یه دوست جدید چهل ساله پیدا کردم.هم دکتر روانشناسه ، هم مربی ایروبیکه ،  هم سه تار میزنه ، هم مترجم زبانه ، هم خیلی قشنگ و مهربون و پرانرژیه .
فکر کن اگه چهل سالگیم انقد جذاب باشه دیگه واقعا چی میخوام از زندگی
کاش همیشه همینجا اتاق بغلیه ما بمونه وگرنه باز اینجا مثل قبل سرد و پر از غرای اون یکی اتاق بغلی میشه ...
در اینکه من فقط تا 18 سالگیم زندگی کردم شکی ندارم.19 و 20 و 21 و 22 و 23 رو پای زیست مزخرف سوزوندم و به شدت بابت این 5 سال از خودم شرمنده ام! 
اصلا حساب کتاب عمرم از دستم در رفته، شناسنامه میگه من 23 سالمه و ظاهرم هنوز یه دختر 18 ساله ست روحیه ام  متغیره وقتی حرف زیست و رشته تجربی میشه انقدر داغون و شکسته و بی رمقه که آدم فکر میکنه همسن جنتی هستش ولی وقتی حرف ریاضی فیزیک میشه همون دختر 17 ساله ست که جنگید برای اول شدن توی رشته اش و اول رشته اش که سهله اول مدر
در اینکه من فقط تا 18 سالگیم زندگی کردم شکی ندارم.19 و 20 و 21 و 22 و 23 رو پای زیست مزخرف سوزوندم و به شدت بابت این 5 سال از خودم شرمنده ام! 
اصلا حساب کتاب عمرم از دستم در رفته، شناسنامه میگه من 23 سالمه و ظاهرم هنوز یه دختر 18 ساله ست روحیه ام  متغیره وقتی حرف زیست و رشته تجربی میشه انقدر داغون و شکسته و بی رمقه که آدم فکر میکنه همسن جنتی هستش ولی وقتی حرف ریاضی فیزیک میشه همون دختر 17 ساله ست که جنگید برای اول شدن توی رشته اش و اول رشته اش که سهله اول مدر
نظر علیرضا جهانبخش در مورد فوتبال ایران
جهانبخش: همینطور پیش برویم حسرت قهرمانی ۱۰۰ ساله می‌شود





بازیکن تیم ملی فوتبال ایران گفت: اگر همینطور پیش برویم حسرت قهرمانی در آسیا برایمان ۱۰۰ ساله می‌شود.
ادامه مطلب
8
باید سکون رو یاد بگیرم 14 روز به تولدم مونده و من ده سال زوال رو پشت سر گذاشتم و من و من وجودیم ده ساله که ذره ای رشد نکرده 
من ده ساله که دارم داستان میتراشم با خودم کوله بارم پر از سنگهاییه که خودم تو مسیر زندگی جمع کردم و من سنگینم خیلی باید ساکن شم باید رها شم 
 
ساعت هیفده دقیقه بامداداز آدمی که دو ساله ندیدمش و قبلنم همکلاسی عادیم بوده
توی تلگرام پیام تبریک گرفتم
در حالی که اصلا تولدم نیست
و اصلا آیدی یا شمارمو از کجا آورده
و اصلا از کجا این وقت شب یادش افتاده که به من تبریک بگه؟
قضیه از ریشه و اساس مشکوکه-__-
پ.ن:تازه برام آرزو کرده یه عالمه ساله ام بشم:///!!!
۲۲ بهمن مبارک.(!).
.
.
.
رها به دختر بچه ۱۱ ساله س که در ازای ۱۵ میلیون تومن فروخته شده(به عقد شرعی) به یه مرد ۵۰ ساله با یک زن و تعدادی بچه.
به گفته همسر اول رها هرشب رابطه جنسی رو تجربه میکنه و صدای گریه های از روی ترس و درد کشیدنش دل هیچ کس رو به درد نمیاره
لعنت به این ...
به چی بگم؟ بگم که میان دهنمو سرویس میکنن و سانسورم میکنن..
ولش کن..
لعنت به من که تو این دنیا نفس میکشم و این چیزا رو میبینم و فقط باید نظاره گر باشم
یه روز یه مرده توى فرودگاه از پشت شیشه به یه هواپیما نگاه میکرد و سیگار می کشید. 
مرد حکیمى به او نزدیک شد و پرسید : چند ساله که سیگار می کشى؟
مرد سیگارى گفت : سى ساله سیگار می کشم. 
مرد حکیم گفت : آیا میدونى باپولى که بمدت سى سال صرف خرید سیگار کردى
اگر جمع کرده بودى
الان می تونستى اون هواپیما رو بخرى؟
مرد سیگارى گفت : اون هواپیماى شخصى خودمه 
مرد حکیم گفت
یه نخ بده تا با هم بکشیم
سلام
خانمی ۳۶ ساله هستم، یک دختر ۱۵ ساله و یک پسر ۱۱ ساله دارم، همسرم ۳ ساله که اصرار به بچه دار شدن داره، کارگره و درآمد کمی داره در حد ماهیانه ۳ میلیون، من اصلا موافق نیستم و تا حالا مقاومت کردم، ولی همسرم خیلی پیگیره، چند روز پریودم عقب افتاد می خواست از خوشحالی بال در بیاره، والا سر اون دو تا اصلا این طوری ذوق و شوق نداشت ، انگار اجاق کوریم، به چند دلیل بچه نمی خوام؛
اول اینکه سنم زیاد شده و ۳۶ سالگی واقعا سن بارداری نیست، دوم وضعیت مال
‏پیرزن 73 ساله در هند با لقاح مصنوعی باردار شده و دوقلو زائیده. شوهر 82 ساله اش گفت خوشحالیم. این شوهر فردای تولد سکته مغزی کرد و در بیمارستان بستری شد. ازش پرسیدن اگر بمیری کی از بچه‌ها مراقبت کنه؟ گفته ما چکاره‌ایم؟! همه چیز دست خداست...
[ویدئو ۰:۲۸]
Add a commentمشاهده مطلب در کانال
 
 
 
سرهنگ علی راقی رئیس پلیس مترو پایتخت به کلیه شهروندان توصیه کرد، هنگام استفاده از مترو به هشدار‌های اعلامی از سوی بلندگوها دقت داشته باشند و همچنین چنانچه به هر دلیلی دچار مشکلات جسمی هستند از سایر شهروندان یا پلیس مترو در خواست کمک کنند تا دچار حوادث این چنینی نگردند.
 
رئیس پلیس مترو پایتخت از سقوط مرد ۴۴ ساله از سکوی مسافرگیری ایستگاه مترو مصلی و مصدومیت وی خبر داد.
 
سرهنگ علی راقی در تشریح این خبر بیان کرد: ساعت ۳۰ : ۱۶امروز مردی ۴
مرد سالاری نه شاخ داره نه دم.
اینکه یکی باید برای من تصمیم بگیره که با یکی ازدواج کنم
اینکه همیشه من برای برادر و پدرم یک سربارم و اونها موظفن از من مراقبت و نگهداری کنند هر چند من مستقل باشم و شاغل باشم اصلا مهم‌نیست مهم اینه تو با یک مرد فقط میتونی تعریف بشی.
اینکه توی خیابون یک پسر بچه با پررویی تمام به من آزار جنسی میرسونه و من فقط میتونم بزنم زیر گوشش و اگه کسی هم ببینه تقصیر منه که شئونات رعایت نکردم
 اینکه من حق انتخاب برای زندگیم ندارم
 
با حضور ماموران مشخص شد، یک قطار باربری حین حرکت با یک جوان 21 ساله برخورد کرده که بر اثر شدت جراحات وارده جان خود را از دست داده است.
 
بر اثر برخورد جوان 21 ساله با قطار باری در گرمدره کرج عابر پیاده جان خود را از دست داد.
به گزارش خبرنگار پایگاه خبری پلیس، در پی مرکز اعلام مرکز فوریت های پلیسی 110 مبنی بر برخورد یک قطار باربری با عابر پیاده، بلافاصله ماموران کلانتری 34 گرمدره به محل حادثه اعزام شدند.
با حضور ماموران مشخص شد، یک قطار باربری حین
روزهای آخر مهد کودک...برای دبستان آماده شده ای...
و اصرار داری که هفت ساله ای
به تو می بالیم و از خداوند آرامش و ایمان و پیشرفت تو را می خواهیم.
دیروز از دیدن خورشیدی که بین کوه ها کشیده بودی ذوق مرگ شدم و گفتی از برنامه نقاشی نقاشی یاد گرفته ای. چند وقت قبل هم از روی زیر نویس کیپی که دیده بودی, چند خط شعر برایم نوشته بودی...من به قربان انگشتهای زیبای تو...
منم و پدرت با آرزوهای خوب برای تو... با دعا و خیرخواهی برای لحظه لحظه هایت ...
که خوب باشی...
که خوب
از جمله مکان های معروف طرشت مسجد امام حسن عسگری که به مسجد پایین معروف است و مسجد امام علی معروف به مسجد بالا وحسینه طرشت که هم تاریخی و هم معروف است و هر ساله روز های شهادت به خاطر وقف بودن ان غدا می دهد که و فسنجان ان بسیار معروف است همه ساله عاشورا تاسوعا صف های طولانی تشکیل          می شود و بقعه شیخ طرشتی از قبرستان این محله می باشد 
از وقتی خبر ازدواج اون دختر 10 ساله با پسر 22 ساله رو شنیدم و اخبار رو دنبال کردم ، در نهایت این خبر اعلام شد که اون عقد باطل شد ، قوه قضائیه اون عقد رو باطل اعلام کرده ، دوستانی که در جریان هستن میتونن بهم بگن که مگه همچین چیزی ممکنه ؟؟؟
 
من کاری ندارم که اون کودک همسری هست و هزار داستان پشتشه ، اینا نه ، مگه میشه عقدی صورت بگیره بعد قوه قضائیه بگه باطله؟ اگه اینطوری باشه پس اگه  مثلا دوست دختر یه پسره ، در غیاب پسره میره با یکی دیگه ازدواج میکنه
سلام.
امروز حال و هوام توش غمه. دلم گرفته.
خسته شدم از این همه تلاش. خسته شد از این همه کار کردن و به نتیجه نرسیدن.
من الان 10 ساله که دارم کار میکنم. 10 ساله که دارم تلاش میکنم.
کاش تمام میشد. کاش از توی این دوران میپریدم و میرفتم. 
کاش مثل کامپیوتر بعد از چند بار تلاش میشد دکمه اسکیپ را زد و دیگه ازش پرید. اصلا به بهش فکر نکرد.
خدایا من به امید تو این همه کار میکنماااا
اگه امید تو نبود ، اگر خوش بینی و چشم امید به تو نبود ول میکردم این همه تلاش را.
سالها پیش زمانی که به عنوان داوطلب در بیمارستان مشغول کار بودم، با دختری به نام «لیزا» آشنا شدم که از بیماری نادری رنج می برد. ظاهراً تنها شانس بهبودی او، گرفتن خون از برادر هفت ساله اش بود، چرا که آن پسر نیز قبلا آن بیماری را گرفته بود و به طرز معجزه آسایی نجات یافته بود.
پزشک معالج، وضعیت بیماری لیزا را برای برادر هفت ساله او توضیح داد و سپس از آن پسرک پرسید: آیا برای بهبودی خواهرت حاضری به اون خون اهدا کنی؟


ادامه مطلب
اسمون مون هم سه ساله شد 
و چه قدر فرق بین اسمان کنکوری که  بیان  رو باز کرد با استرس یه وبلاگ ساخت و بیشترین  دغدغه اون روزها از امدن نتیجه های کذایی بود و حس قشنگ رهایی از غول کنکور
و حالا سه ساله که میگذره
دانشجوی سال سومی که 
با احساسات مبهم و اینده مبهم تر و غرق شده در قسمتی از زمان که دیگه گذشته و شاید هنوزهم ته دلش امید به برگشت باشه ولی باید بپذیره که همه اتفاق های زندگی یک بار برای اخرین بار...
اسمونی که حالا به جای سد کنکور و امتحان نهایی
دیدم به خواب خوش که به دستم پیاله بود               تعبیر رفت و کار به دولت حواله بود
چهل سال رنج و غصه کشیدیم و عاقبت                  تدبیر ما به دست شراب دو ساله بود
آن نافه مراد که میخواستم ز بخت                          در چین زلف آن بت مشکین کلاله بود
از دست بریده بود خمار غمم سحر                         دولت مساعد آمد و می در پیاله بود
بر آستان میکده خون میخورم مدام                         روزی ما ز خوان قدر این نواله بود
هر کاو نکاشت مهروز خوبی گلی نچید
تشنگی پیرمرد ۷۸ ساله به نام جمعه در خواندن کتاب‌ها در کتاب فروشی‌های پل سرخ در غرب کابل نظر همه را جلب کرده. او می‌گوید:”در زمان‌های ما نه کتاب بود و نه کتابچه و قلم، نه مکتب بود و نه جای درستی که مردم بچه‌ها و دخترهایشان را در آنجا بفرستند تا سواد یاد بگیرند.”
ادامه مطلب
تشنگی پیرمرد ۷۸ ساله به نام جمعه در خواندن کتاب‌ها در کتاب فروشی‌های پل سرخ در غرب کابل نظر همه را جلب کرده. او می‌گوید:”در زمان‌های ما نه کتاب بود و نه کتابچه و قلم، نه مکتب بود و نه جای درستی که مردم بچه‌ها و دخترهایشان را در آنجا بفرستند تا سواد یاد بگیرند.”
ادامه مطلب
تشنگی پیرمرد ۷۸ ساله به نام جمعه در خواندن کتاب‌ها در کتاب فروشی‌های پل سرخ در غرب کابل نظر همه را جلب کرده. او می‌گوید:”در زمان‌های ما نه کتاب بود و نه کتابچه و قلم، نه مکتب بود و نه جای درستی که مردم بچه‌ها و دخترهایشان را در آنجا بفرستند تا سواد یاد بگیرند.”
ادامه مطلب
دختر خاله دومیه سیزده ساله شده. خاله دومیه خیلی نگرانشه و مدام به ما دخترخاله بزرگا می‌سپاره هواش رو داشته باشیم. چون سیزده سالگی سن حساسیه. چند وقت پیش هم با خانواده دوستش فرستادش بره ارمنستان حال و هواش عوض بشه بچه. من یادم افتاد ده سال پیش با ذوق رفتم خونه مامبزرگم و با شادی به همه اعلام کردم که امروز سیزده ساله شدم!  خاله بزرگم نگام کرد و گفت: نچ نچ نچ چه سال نحسی رو پیش رو داری! هیچی دیگه. خودتون فکرش رو کنید با چه بدبختی‌ای اون سال نحس رو ر
کیست 7.5 کیلویی تخمدان از بدن زن 54 ساله خارج شد
کیست تخمدان به بزرگی 7 و نیم کیلوگرم از بدن یک زن 54 ساله با موفقیت در بیمارستان افضلی پور کرمان خارج شد.

به گزارش ندای زرند، تیم جراحی و پزشکی بیمارستان افضلی پور به سرپرستی دکتر "زهرا هنرو" فلوشیپ انکولوژی زنان، روز سه شنبه 10 اردیبهشت ماه این کیست را خارج کردند.

این فلوشیپ انکولوژی زنان گفت: حال عمومی این بیمار خوب اعلام است و خوشبختانه عمل به بهترین نحو انجام شده است.

براساس این گزارش، کیست تخمد
چه چیزی باعث خوشحالی کودک می شود؟
همه ما همین چیزها را برای بچه هایمان می خواهیم. ما می خواهیم آنها رشد کنند تا عشق ورزیدن و دوست داشتن، پیروی از رویاهای خود، پیدا کردن موفقیت ها. با این حال، به طور عمده، ما می خواهیم آنها خوشحال شوند. اما چقدر کنترل ما بر روی خوشبختی فرزندانمان چقدر است؟پسر من، جیک، در حال حاضر 7 ساله بوده است، از زمان تولد کودک کم و بیش است، در حالی که 5 ساله من، سوفی، سالم آفتابی است. جیک بیدار می شود همیشه دارد
ادامه مطلب
من یه دوستی دارم که سنش بالای چهل سال شد و ازدواج کرد و میخوام داستانش رو براتون تعریف بکنم و یک نقدی هم هست به دختران و پسرانی که راحت درباره سن ازدواج نظر میدن و به جوان 27 ساله هم میگن تو سنی نداری! (اتفاقا به نظر من 27 ساله هم زیاده) به 40 ساله هم میگن تو سنت کمه هنوز! به 35 ساله هم میگن تو هنوز جوانی! بگذریم!
این دوست من تا 41 سالگی زندگی مجردی خیلی شادی داشت، وضع مالیش زیاد مناسب نبود، میگفت دوست دارم ازدواج بکنم ولی خب شرایطش زیاد خوب نبود از خوا
مدت هاست که دلم برای خاکستری هیجده ساله تنگ شده!!!
کاش میشد اون جسارت،امید و انرژی رو برگردوند.
حسی شبیه به فسیلی صد ساله دارم که دارد خاطرات و روزهای دور را زیر و رو میکند!
عجیب تر اینکه خیلی از خاطرات در هاله ای از ابهام هستند،گویی ذهنم برای محافظت از من خیلی از جزئیات و اتفاق ها را پاک کرده است.
+عنوان وام گرفته از شعر محمدعلی بهمنی عزیز.
امسال یه خرده زود نمی‌گذره؟ انگار همین هفته پیش بود، من داشتم از مصائب کار کردن در تعطیلات نوروزی می‌گفتم (بیشتر غر می‌زدم البته!) انگار همین هفته پیش بود که من عینک رو به زندگیم اضافه کردم!همیشه تصویرم از آدم‌های سی ساله، ازدواج‌های پنج – شش ساله، رفاقت‌های ده – پونزده ساله یه تصویر میانسالانه و پخته و خاص بود. فکر می‌کردم آدم‌ها توی سی سالگی می‌افتن توی سراشیبی و بی‌انگیزگی، ازدواج‌ها توی شش سالگی میفتن توی تکرار و رکود، و رفاقت‌ه
 قرعه مصاحبه من افتاده بود با خونواده شهید شمس آبادی
یه پسر پنج شش ساله‌ی تپل مپلو داشت
توی اتاق بودیم سوال پرسیدیم تا ببینیم چه ذهنیتی از باباش داره
وقتی باباش شهید شد به گمانم هنوز به دنیا نیومده بود اما جملاتی درباره باباش شنیده بود
لب که باز کرد همراه بغض گفت بابای من برای دو چیز رفت
خیلی سخت بود حرفش رو ادامه بده ما هم انتظار نداشتیم حرف های پیش رو رو از یه بچه پنج شش ساله بشنویم
یکی حجاب که الان نیست
یکی هم قرآن که فقط روی طاقچه هاست
ترک
 رسیدم خانه و مام‌بزرگ با یک عالمه نان نشسته بود روی مبل و با قیچی تکه‌تکه می‌کردشان برای بسته‌بندی. کنارش روی زمین نشستم و یک‌ تکه‌ی خشکش را کندم و دندان گرفتم. دایی خانه‌ی ما بود. قرار بود شبانه راهی جاده شود برای سفری. توی آشپزخانه بود، پرسید شام می‌خورید؟ مام‌بزرگ گفت فعلا نه، تو بخور که زود راه بیفتی بیچاره نکنی من رو. دایی پرسید من شب تا صبح رانندگی می‌کنم، تو بیچاره می‌شی؟ گفتم مام‌بزرگ تا برسی نمی‌خوابه. گفت من چهل ساله دارم را
بسیاری از والدین خطاب به فرزندشان در سنین مختلف:
حدود یک ساله : تو خودت نمیتونی غذا بخوری (خونه رو کثیف میکنی).
حدود دو ساله  : تو نمیتونی سفره رو جمع کنی، تو نمیتونی ظرفها رو بشوری (ظرفها رو میشکنی)، تو نمیتونی نون بخری و ...
حدود هفت ساله : تو نمیتونی کاردستی درست کنی بذار من انجامش بدم، تو نمیدونی کدوم لباس بهت میاد و ...
نوجوان : تو نمیدونی کدوم رشته تحصیلی در آینده به کارت میاد، تو نمیدونی چه شغلی خوبه و ...
جوان : تو نمیدونی با کی باید ازدواج کنی
من فکر می‌کنم وقتی به چهل و پنج سالگی برسم باید عقل کل باشم.
زیاد پیش میاد که از خودم بپرسم اگه یه آدم چهل و پنج ساله نتونه درست تصمیم بگیره و نتونه جامع‌نگر باشه و معمولا پنج جانب از شش جانب یه کار از دستش در بره و نگه‌ش جز پیش پا را دید نتواند، پس چه فرقی با من داره و من چرا باید به اونجا برسم؟ :|
عصر جمعه است. بنان می‌خواند "تنها تویی، تنها تویی در خلوت تنهایی‌ام."
و من انگار مادری هستم سی و چند ساله، در آشپزخانه ای که لبه پنجره اش پر از گلدان‌های رنگی است. و من با وسواس، رومیزی گرد کوچک روی میزی که از سال‌های دور آمده است را بارها مرتب می‌کنم و برای عصرانه شیرینی کودکی‌هایم را درست می کنم. 
آرد و شیر و خاکشیر و تخم مرغ و محبتی که از آن روز‌ها برایم مانده.
سال‌ها بعد که مادری سی و چند ساله‌ام، آرام‌تر شده ام و سازگاتر و از لجبازی‌ها
سلام
دختری هستم 20 ساله، من از خوانندگان خاموش وبلاگ هستم. مسئله ای که پیش اومده خواستم باهاتون در میان بگذارم، من با وجود سن کمی که دارم علاقه دارم همسر آیندم 30 ساله اش باشه، یعنی اصلا نمیتونم تصور کنم که با پسری با سن کمتر ازدواج کنم چون از نظر خودم تو این سن آقایون به یک ثبات شخصیتی میرسند و خیلی پخته و با تجربه میشن، کمتر تو زندگی دچار آزمون و خطا میشن، دیگه مثل قبل رو ظاهر دختر حساس نیستند که فلان اندام چه جور باشه، بیشتر معیار هاشون دور ا
سلام
یکی از همخونه ای هام میخواست بره پیش یکی از دوستاش تو خونه اون زندگی کنه ولی چون قراردادش تا آپریل سال بعد بود، باید به یکی اجاره میداد. وقتی برگشتم از ایران، دیدم یه آقای 40 ساله کچل با تاپ و شلوارک مشکی، کلا یه وضع ترسناکی اون اتاق رو اجاره کرده. در گام اول میخواستم همخونه ای رو خفه کنم چون انتظار داشتم به دانشجو اجاره بده. ولی خب کم کم دیدم آدم خوبیه. 
داستان این رو بخوام بگم، با دوست دخترش(29ساله) تو شهر Quebec که نمیدونم، فکر کنم 6 ساعت با ای
حاج بابا سلام 
از وقتی تورا شناخته ام ، اسفند و فروردین برایم چیزی فراتر از اخرین ماه و اولین ماه سال شده ست ...
تو در اولین ماه سالی متولد شده ای و در اخرین ماه ۲۸ سال پس از  آن دوباره ،متولد شده ای ، تولدی ابدی ، بی هیچ عدمی ...
خواستم هشدار گوشی را فعال کنم تا تولد جمعه ات را فراموش نکنم اما میدانی آن بازدارنده ی نهانم چه گفت ؟ 
گفت خاک بر سرت اگر امیال دنیایی آنقدر سرگرمت کنند که چنین روزی را از یاد ببری و برای یادآوری اش دست به دامان ملعبک ها شو
تهیه کننده سریال های پایتخت از توافق نهایی و عقد قرار داد یک ساله برای ساخت «پایتخت ۶» خبر داد و بیان کرد که تحریر فیلمنامه سری جدید سریال را که قرار است برای نوروز ۹۹ آماده شود، محسن تنابنده بر عهده گرفته است.
همچنین پایگاه اطلاع رسانی سیما اعلام کرد که الهام غفوری از انعقاد قراردادی یک ساله برای ساخت «پایتخت ۶» با تلویزیون خبر داده است. همچنین بیان شده که این قرارداد بسته شد تا هم آقای تنابنده تمرکز بیشتری روی متن داشته باشند و هم اینکه بت
سلام 
من دختری ۱۶ ساله م، پسر عموم از من خوشش میاد البته تا حالا مستقیم بهم نگفته ولی از حرف ها و رفتارش میشه فهمید. پسر خیلی خوب و آقاییه، قصد بدی نداره و به نظرم قصد ازدواج داره، ولی من اصلا نمیتونم به ازدواج باهاش فکر کنم، همین که پسر عموی من باشه برام کافیه.
ایشون یک سال از من کوچیکتره و اگه حسی هم داشته باشه به نظرم خیلی زودگذره. من دوسش دارم و نمیخوام باهاش بدرفتاری کنم و آسیبی بهش بزنم، ولی میخوام که این حس از سرش بیفته چیکار کنم؟
مرتبط:
ی
همونطور که در پست قبل قول داده بودم درباره نظام آموزشی کشورهای پیشرفته بیشتر بگم، الوعده وفا. برای شروع هم از کشور ژاپن شروع میکنم، کشوری که به نظم و وجدان کاری شهرت دارن، همینطور تسلط به تکنولوژی های روز دنیا. شما رو به خواندن این پست اکیداً توصیه میکنم...
به نظر ژاپنی‌ها همه کودکان توانایی یادگیری مطالب را دارند و تلاش، پشتکار و انضباط شخصی، موفقیت تحصیلی را تعیین می‌کند نه توانایی علمی ، در واقع به عقیده آنان مطالعات و عادت‌های رفتاری آ
مریض های بعد از ظهر کنار اینکه معمولا بد حال تر و پیچیده ترن یه چیزای باحالی مثل داستان های زندگی جذاب هم بیشتر دارن
چند روز پیش ه بعد از ظهر مطب بودم ۴ تا بارداری ناخواسته داشتم...اولی دختر ۲۱ ساله که مشکوک به بارداری بود و با پدر شوهرش اومده بود چون عقد بود میترسید که ازمایش بده
دومی خانمی بود ۳۷ ساله با دختر ۱۶ ماهه که جواب ازمایش مثبت اومد...هم خوشحال شد هم شوکه
سومی خانمی بود که شوهرش اصرار میکرد که نه حامله نیستی و زنه میگفت شاید باشم و خیل
1-یه دونه پست دارم خیلی وقت پیش آماده کردمش ... اما اینجا هنوز اونقدر شلوغ نشده که بخوام انتشارش بدم... شلوغش کنین دیگه ... اع
2- شامپو چرا دوباره گرون شده؟ شامپو 9 تومنی رو میخریدم 15 تومن امروز شده بود  19 تومن :(
3-  من : حساب من چقدر شد؟ اون: 85 تومن  من: ایول چقدر خوب شد یه بار من اومدم اینجا زیر 100 پیاده شدم :))
اون : ببخشید 112500 ... اون دو قلم نخورده بود 
من: گفتم یه چیزی مشکوک :| 
4- اونروز
اون: من رفیق مهرانم .... اگه باید پارتی بیارم بگو :)
من: نه این چه حرفیه ...
در
تصادف عصر چهارشنبه (۲۹ خرداد) در روستای زاغه همدان راننده خوردوی کشنده ماک با سرعت از
کوچه‌های این روستا در حرکت بود که با یک پسر بچه ۱۲ ساله که مشغول
بازی با دوستانش بود برخورد کرد.
پسر بچه در دم فوت کرد و علت این تصادف بی توجهی راننده خودرو و سرعت غیر مجاز بود.
سرهنگ عزیزی رییس پلیس راه استان همدان با اعلام این خبر گفت: از ابتدای امسال در این روستا ۲ مورد تصادف منجر به فوت و ۴ مورد تصادف جرحی داشته ایم که در همه آن‌ها رعایت نکردن سرعت مجا
سلام
امروز تولدمه.
و اول خرداد هم تولد وبلاگم بود. به گمانم 4 ساله شد.
و هشتم خرداد هم سالگرد اولین پیام بود. و نه ساله شد.
خرداد ماه عجیب غریبیه. خیلی شروعها و خیلی پایان ها توی این ماه اتفاق افتاده.
الان که دیگه خبری از امتحان نیست، دوست تَرِش دارم ;)
خلاصه که...
تولدم مبارک

پی نوشت:
امسال هیچ اعلام رسمی در هیچ شبکه ای نکردم. حس بهتریه... حداقل تکلیفت با یه سری آدمها روشن تر میشه :)
دهه بیست زندگی
خب سی و یک ساله هم شدم. اتفاق خاصی نیفتاد و
فقط سی و یک ساله شدم. یک مطلبی خواندم که روحیه سی ساله هایی که هیچ گهی در زندگی
نشده اند را افزایش می دهد. " 20 تا 30 سنین ازمون و خطا است. سنین تجربه
اندوزی است. نه ازدواج کنید و نه شغل ثابتی داشته باشید. سی ساله که شدید میفهمید
چه کسی را بعنوان همراه میخواهید و چه چیزی را بعنوان شغل. " با این جملات هم
موافقم هم مخالف. دهه بیست سنین تجربه است. ولی اینکه تا سی سالگی شغل معین و
ثابتی نداشته باشی م
کتاب "ای کاش وقتی بیست ساله بودم می دانستم..." در رابطه با نحوه نگاه به فرصت ها، بالا بردن روحیه ریسک پذیری، کاهش ترس از شکست، بالا بردن روحی خلاقیت و کارآفرینی، استفاده بهینه از منابع، خارج شدن از چارچوب های مرسوم و ... بحث ها و تجاربی رو نقل می کنه.
ادامه مطلب
دوتا پسرم خواب بودند و من خیلی معمولی تصمیم گرفتم سفینه فضایی خودم رو بسازم. واسه ساختنش لازم بود جایی پلن پروازم رو تشریح کنم .یه جورایی ثبت کنم  از اولش که سفینه رو ساختم ترتیب پیچهایی که بستم چه جوری بود . اینکه این روزهای اول که فضا نوردی میکردم  خیلی معمولی بودم و واسه نهار ماهی تدارک دیده بودم، به پسر ۴ساله ام ریاضی یاد میدادم و به پسر بیست و یک ماهه ام رنگها رو....توی چشمهای پسر چهار ساله ام کهکشان رصد می کردم و توی چشمهای پسر دو ساله ام س
تنهایی من دو تا شروع داشت/اولی اون زمانی که مادرم تصمیم گرفت که بره سر کار/ تقریبا ده ساله بودم یا نه ساله دقیق یادم نمیاد/ ولی یادمه خیلی از تنهایی میترسیدم، خیلی/ مخصوصا زمانی که رعد و برق میزد/ وحشت میکردم از تنهایی/دومین بار هم سیزده سالگی بود و شروع بلوغ و اتفاقاتی که از اون موقع تو دبیرستان شروع شد و به خانواده و از خانواده دوباره به دبیرستان کشید/ و به علاوه مشکلات و سختی هایی که تو این چهار پنج سال اتفاق افتادند/الان خیلی بهتره الان تنها
هو سمیع
.
#قسمت_اول
.
به گذشته نگاه می کنم
موقعی که اومدم ۱۹ ساله بودم 
و الان۲۷ ساله 
با چه دنیای رنگی اومدم و الان دنیام چقدر رنگ هاش کمه
فکر می کردم تمام این راه خوبیه ولی خیلی سر بالایی و سرپایینی داشت
اما الان تموم شد 
ادامه مطلب
عزیزم!
تنهایی خیلی بد نیست، ولی خیلی خوب هم نیست! گاهی اوقات آدم دلش می‌گیره و کسی نیست که محرم رازش باشه. سعید می‌گه "مظاهر! تو تا الان که 27 ساله‌ای، با هیچ دختری دوست نبودی و دستش رو نگرفتی. مطمئن باش 37 ساله هم بشی، باز وضع بر همین مِنوال هستش!"
بیا! بیا تا یه عکس از دست‌های به هم گره خورده‌مون بگیرم، برای سعید بفرستم و بگم "این همون عزیزیه که منتظرش بودم. دست‌هام رو برای عزیزم نگه داشته بودم."
مظاهر.نوشت: عزیزم! من این‌ها رو برای تو می‌نویسم.
با سلام
 19 سالمه و فردا قراره بیست ساله بشم. به شدت ترس دارم از این سن. ورود به دهه ی جدید زندگیم موندن بین بزرگی و کودکی. احساس پیری شدید. به شدت از این که جوونیم بره میترسم .احساس میکنم با یه چشم به هم زدن میگذره و 30 سالگیم میرسه ، یا این که خیلی دوره ی مهمیه و اگه بگذره دیگه راه برگشتی نیست.
این که حالا باید وارد دنیای دیگه بشم مسئولیت بپذیرم. خیلی احساس بدی دارم خیلی. خیلی میترسم. اگه زود بگذره چی؟ دیگه نتونم بچگی کنم راحت باشم چی؟ میشه بگین شما
چند روز پیش رفتم دفتر سوپروایزر فکس بفرستم دیدم سوپر(خانم شهردار) خیلی کلافه و عصبانیه . من هیچی نگفتم خودش گفت موهام لخت که هست ،شستمشون تمیزه، زیر مقنعه هی عقب و جلو میشه دارم دیوونه میشم(خانوما میدونن یعنی چی). گفتم چرا نبستی ؟ گفت کوتاهه. همون موقع یکی از خدمه ها اومد و من یهو یه فکری به ذهنم رسید وقتی رفت بهش گفتم میخوای موهاتو رو سرت ببافم دیگه تکون نخوره؟ گفت کوتاهه ها. گفتم من میتونم . سریع درو بستیم و مقنعشو درآورد. منم از جلو سرش براش ب
دوتا پسرم خواب بودند و من خیلی معمولی تصمیم گرفتم سفینه فضایی خودم رو بسازم. واسه ساختنش لازم بود جایی پلن پروازم رو تشریح کنم .یه جورایی ثبت کنم  از اولش که سفینه رو ساختم ترتیب پیچهایی که بستم چه جوری بود . اینکه این روزهای اول که فضا نوردی میکردم  خیلی معمولی بودم و واسه نهار ماهی تدارک دیده بودم، به پسر ۴ساله ام ریاضی یاد میدادم و به پسر بیست و یک ماهه ام رنگها رو....توی چشمهای پسر چهار ساله ام کهکشان رصد می کردم و توی چشمهای پسر دو ساله ام س
من یک دختر بیست و چهار ساله ام ...دختری که وقتی در مدرسه ی ابتدایی بود درس خواند تا مدرسه ی نمونه ی راهنمایی قبول شود دختری که وقتی راهنمایی مدرسه ی نمونه قبول شد درس خواند تا دبیرستان هم نمونه باشد وقتی دبیرستان نمونه بود درس خواند تا کنکور دانشگاه علوم پزشکی قبول شود وسرانجام روزی دانشگاه علوم پزشکی قبول شد ...اکنون چه؟
اکنون دختری بیست و چهار ساله و بیکار هستم ...اری میگویند وضعیت بازار کار به هم ریخته است و کسانی که  زودتر از تو فارغ التحصیل
کتاب انسان 250 ساله
انسان ۲۵۰ ساله کتابی است شامل مجموعه بیانات سید علی خامنه ای  دربارهٔ زندگی سیاسی و مبارزاتی امامان شیعه
مطالب کتاب، از میان سخنان رهبر ایران در بازه اردیبهشت ۱۳۵۹ تا اسفند ۱۳۸۹ انتخاب شده‌است.
برای توضیحات بیشتر اینجا کلیک کنید
سد رودبال یکی از سدهای ساخته شده بر روی رودخانه رودبال استهبان -درجاده استهبان به داراب می باشد و  در استانفارس واقع شده‌است.
سد رودبال از نوع خاکی، سنگریزه‌ای با هسته رسی است و ۸۳ متر ارتفاع دارد. حجم سد رودبال ۸۲ میلیون متر مکعب است.
طول تاج این سد ۴۸۵ متر است و قابلیت تنظیم ۱۰۴ میلیون متر مکعب آب را در سال دارد. از طرف شمال شهرستانهای نی‌ریز
و استهبان، از طرف غرب شهرستانهای فسا و جهرم از طرف جنوب شهرستان داراب نزدیک‌ترین شهرستان‌های مج
روزی من سی ساله میشوم ؛
آن روز در خیابان ارم نزدیک حرم قدم میزنم
کتابی خریده ام
به سمت حجره ام میروم
حتما آن روز دوستانم
را  به یاد نمی‌آورم ،
حتما دوست داشتن هایم
را فراموش کرده ام...
آن روز حتما پیر تر شده ام ؛
و شاید یادم نیاید که
دوست داشتن به چه معنا بود ...
اما این همه برای غیر بود
دلم عِطر تو را تا ابد به
همراه خواهد برد...

و روزی من ۳۰ ساله میشوم.
م.شوریده
#سی_سالگی
می گفت :
هر وقت دوباره دَری
براے جهــاد باز شـود 
من اولین‌نفر خواهم بود ...
با ۴۵ سال سن، سه فرزند قد و نیم قد داشت. علی ۱۷ ساله، غزل ۱۱ ساله و ایلیا ۹ ساله است کارش لوله کشی پلی اتیلن ساختمان بود.... 
هرچند که ۳۰ سال پیش وقتی یک نوجوانِ ۱۵ ساله بود، لباس رزمندگان را پوشید و به جبهه رفت و ۹ ماه در جبهه‌ها جنگید، اما به اندازه سه دهه از آن روزها و حال و هوای جبهه فاصله گرفته بود. صاحب اهل و عیال شده بود و سرش به زندگی‌اش گرم بود. اما کسی درست نفهمید چ
♦️high inflation تورم بالا
♦️hyper inflationary 
بیش از حد تورمی(ابر تورم)
◀️ مبنای اندازه گیری بهای تمام شده  در کشور های با تورم بالا مبنای صحیحی نیست و از سیستم حسابداری تورمی(ias29) باید استفاده شود
◀️سازمان IPTF که با کمیسیون اوراق بهادار آمریکا همکاری نزدیکی دارد کشورهای با تورم بالا را در گزارش های دوره ای خود شناسایی و اعلام می کند.
✅معیار اصلی برای انتخاب این گونه کشورها، نرخ تورم انباشته سه ساله باید بالای 100 درصد باشد.
three-year cumulative inflation rate
نرخ تو
ADHDاختلال کم توجهی بیش فعالیتوصیه های کلیدیهر کودک 4 تا 18 ساله که با مشکلات تحصیلی یا رفتاری و علائم کم توجهی، بیش فعالی یا تکانشی مواجه است، باید برای ADHD مورد ارزیابی قرار گیرد.تشخیص ADHD باید براساس معیارهای راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی، نسخه 4، با اطلاعات به دست آمده از والدین / سرپرستان، معلمان، و دیگر پزشکان مدرسه و بهداشت روان درگیر در مراقبت از کودک باشد.علل دیگر این رفتار باید رد شود.کودکانی که برای ADHD ارزیابی می شوند باید برا
والا از شما چه پنهون
الان که فارغ التحصیل شدم و همه چی تموم شده
دوست ندارم حتی به یه ثانیه از دو سال و دو ماه گذشته برگردم
نه که بد باشه و یا خاطره بدی باشه
من مثلا برام حس خوبی داره برگشتن به 22 سال اول زندگیم
مخصوصا 18 سال اول
ولی این دو سال و دو ماه اخر روزای عجیبی بود.
حقیقتش گاهی تعجب میکنم که مردم ایران چرا یورش میارن به سمت مهاجرت به کانادا؟
کانادا هر روز وضعش داره شتی تر میشه.
با اینکه ادمهای ساده و خوب و مهربونی داره و کشور تمیزی هست ولی اون
برای خرید بهترین لایسنس ها با قیمت مناسب و مدت یکساله اصلی نود32 و شرکت eset به فروشگاه 
http://shop313.ir مراجعه فرمایید این فروشگاه قیمت های مناسب لایسنس هارا ضمانت میکند . 

خرید لایسنس اورجینال نود 32 ورژن 12 ناد مارکت تخصصی ترین تخفیف ...
تخصصی ترین و متنوع ترین ارائه دهنده لایسنس اورجینال نود 32 ، قیمت های رقابتی منحصر به فرد ، خرید نود 32 ورژن 11 و 12 ، دانلود نرم افزار اورجینال Eset. بهریت نلایسنس یک ساله را دریافت کنید
لایسنس آنتی ویروس نود 32 | خرید لایسن
لکنت زبان در کودکان
 زمانی که کودک قبل از 7 سال سن دارد، بهترین زمان برای درمان اختلال لکنت زبان است. هر نوع تکرار و گیر کردن روی کلمات را لکنت می‌گویند. ترس‌ های که منجر به شوک می‌ شوند، عوامل ژنتیکی و دو زبانه بودن محل زندگی کودک، از جمله عوامل به وجود آورنده لکنت به شمار می ‌روند.
 در مواردی نیز دیده شده، کودک در محیط‌ های مانند مهد کودک قرار گرفته و با کودکی که دچار لکنت است، دوست و هم بازی شده و به مرور او نیز دچار این اختلال شده است.
 لکن
کم پیش میاد از دست آدم‌ها ناراحت بشم. اصولاً تلاش می‌کنم در عین حال که خیلی غر می‌زنم، از دست آدم‌ها ناراحت نشم. اگر هم ناراحت شدم به روی خودم نیارم. به همین دلیل، فقط برای ثبت در تاریخ می‌نویسم که از چند نفر، امشب خیلی ناراحت شدم؛ اما به رسمِ همیشه، به روی خودم نمیارم!
خیلی زحمت کشیده بود. واقعا هماهنگی چهل نفر آدم که هر کدوم هزار تا مشغله دارن و هزار تا گرفتاری و هزار تا کار و جلسه و مهمونی؛ سخت بود. ولی چون آغازِ دهه چهارم زندگیِ من، تولدِ
کتابی هست که این شب ها با رفیق می خونیم . به نظرم نگاه نویسنده ی این کتاب به شب قدر با چیز هایی که تا حالا شنیدیم خیلی فرق داره  . همیشه نگاهمون به شب قدر این بوده که شب قدر شبیه که تقدیرات یک ساله ی ما رقم می خوره و خداوند نعمت هایی که قراره در این سال به ما عطا کنه معین می کنه . پس بیایم توی شب قدر دعا کنیم که نعمت های بیشتر و بهتری به ما بده ... 
اما نگاه این کتاب به شب قدر اینه : " عظمت شب قدر در این است که انسان بتواند اندازه ها را به دست بیاورد و طرح
از راست به چپ: باز آلدرین، مایکل کولینز و نیل آرمسترانگ
فرود اولین انسان بر روی کره ی ماه 50 ساله شد. نیل آرمسترانگ و باز آلدرین در 20 ژوئیه 1969 در ساعت 20:18 جهانی بر کره ی ماه فرود آمدند. این سفر به کمک آپولو11 انجام شد. و حدود 6 ساعت بعد آرمسترانگ بر روی کره ی ماه گام نهاد. فضانورد سوم مارکل کالینز در مدار ماه ماند تا 15 ساعت دیگر نیل و باز به وی بپیوندند. پس از 8 روز زندگی در فضا هر سه فضانورد به زمین باز گشتند. این فضاپیما از مرکز فضایی کندی در واقع در ج
به نام خدا
نیلوفر.س یکی از وکیلای حوزه ماست که وقتی 12 سالش بوده تو یه هفته براش سه تا خواستگار میاد و پدر و مادرش هول میشن و میترسن که دخترشون عاشق یه آدم غریبه و بی خاصیت بشه و از ترس اینکه به غریبه شوهر نکنه میدنش به پسر عمه اش. تو 16 سالگی با پسر عمه اش ازدواج میکنه و چون تو خونه بیکار بوده درس میخونه و میره دانشگاه. تقدیر نمی خواسته دامن نیلوفر سبز شه و نیلوفر میفهمه که هیچ وقت باردار نمیشه. همین جوری بدون بچه 9 سال با هم زندگی می کنند تا اینکه ی
خیلی چیزها میخواستم بنویسم، از اوایل اسفند فکرش را کرده بودم، توی ذهنم هم نوشته بودشان، نود و هفت نامه، در باب چهارده سالگی، اخرین نامه ی خود چهارده ساله ام به خود پانزده ساله ام، و غیره و غیره.
اما موقع نوشتنشان قلمم خشک و سرسری نوشت.نشد آنچه که قرار بود باشد.
در اولین کتاب سالم، پیرمرد صد ساله ای که از پنجره بیرون پرید و ناپدید شد،(نمیخواهم همه اش را تعریف کنم) فقط اینکه خوشحالم صدصفحه ی خسته کننده ی اولش را خواندم، ذهنیت شخصیت اصلی خیلی جذب
ماشینو داده مهدی ببره بنزین بزنه -_-  ده صبح -_-  فاطمه بهم گفت...وقت نشد برم  باهاش دعوا کنم ، دیگه زدیم بیرون با ماشین بابای فاطمه...نامرد ماشین و نمیده بشینم....میگه مگه ماشین باباتم  قرار بود بگیری خودت بشینی؟! 
گفتم نه پس برا جناب عالی داشتم می گرفتم -_-
گفت پس حرص نخور چون ماشینم بود باز با همین میرفتیم خوشگل خانم ://
بابا راس می گفت...ولی فاطمه خوب بودا...اینم از دست رفت -_- همه 18 ساله ها اینجوری از دست میرن یا فقط همین یکیه؟!!!...نه فک کنم همه شون هم
این ها دیگر سنگ قبر خطاب نمی شوند . این سنگ نبشته های بیش از یک قرن قبل نشانی از فرهنگ و تاریخ با اهمیت شهر پُر تجارت نراق می باشد . علامت های روی سنگ حکایت های متفاوتی دارند . وفات یافت مرحوم آسید باقر ابن آسید مرتضی نراقی فی شهر رجب 1338(برابرفروردین 1299)
از استاد حاج سید مجتبی غفاری بابت اولین بازخوان این اثر 102 ساله قدردانی می کنیم.
سایت سرگرمی چفچفک : باستان شناسان کوزه بزرگی از تخم مرغ‌ ها به نام «تخم مرغ صد ساله» را در چین یافته اند که قدمت آن به ۲۵۰۰ سال پیش بازمی گردد. این کوزه شامل بیست عدد تخم مرغ است که در منطقه کاوشگری در شهر «شانگ شینگ» شرق چین یافته شده است، به علاوه مجموعه‌ای از لیوان‌های سفالی، بشقاب و وسایل طبخ و آشپزی نیز در این مقبره یافت شده است. صاحب نظران تخم مرغ‌ ها را در ظرف سفالین با درپوش محکمی قرار داده و قصد دارند مطالعات بیشتری روی آن‌ها انجام د
 من دختری 23 ساله  هستم .چندین ساله خود ارضایی میکنم اما بدون مالش و لمس دست. من با فشار دلخواه آب شلنگ فقط به ناحیه کلیتوریس این کارو میکنم که اول تحریک بعد به ارگاسم همراه با لرزش میرسم. البته تصمیم به ترک گرفتم و تا الان موفق بودم.
آیا این روش خود ارضایی میتونه به پرده بکارت آسیب بزنه یا هر مشکل دیگه؟(بخاطر انجام اینکار برای مدت طولانی چند ساله چطور)؟
آیا فقط من از این روش استفاده کردم یا مورد مشابه بوده؟ 
البته من همیشه اینکارو نمیکردم بعض
شوهرم هر وقت دلش می خواد میاد خونه!
خانمی اومده با بچه اش درباره همسرش میگه که ۱۵ سال است ازدواج کردند و جز دو سال اول زندگی باقی زمان ها شوهر گرامی در خونه نبوده.
اولین غیبت ها از یک هفته شروع شده و طولانی‌ترین مورد به ۳ سال رسیده است و در این مدت ۱۵ سال زندگی مشترک، تنها با کلی ارفاق ۶ سال زندگی با هم را تجربه کرده اند.
یه دختر ۱۴ ساله و دختر دیگه ۴ ساله دارند.
شوهر الان تو زندان است و هیچ کسی برای ضمانت وی اقدامی نمی کند. حتی خانواده خودش هم به ن
پیشنهاد یکی از دانشگاه های تهران رو داده...از همون اول هم میدونستم باید قیدش رو بزنم و میدونستم  من ادمش نیستم ، میدونستم کار درستی نیست ، میدونستم نمی تونم با وجدانم کنار بیام ، اما پیشنهادش ...با اتفاقات امروز میترسم که حسرت بخورم....خیلی سخته خودت رو با یک اتفاق که خاص تو نیست تطبیق بدی و با یک پیشنهاد ، یک حرف ، نابودت کنن و تو باز بهم بریزی......
 
 
پ.ن: باید گریه کردن رو یاد بگیرم ، أین حجم از گریه نکردن طبیعی نیست ، متنفرم از لحظه هایی که بغض ه
یک نهال مرغوب باید از چندین نظر مورد بررسی قرار گرفته شود:اولین ‌گام رویت و دیدن برگ نهال میباشد که باید به رنگ سبز تند و یکدست باشد.ظاهر آن طبیعی و بدون پیچ خوردگی و نقص باشد. سپس به ساقه نهال نگاه کنید که مستقیم،صاف و کشیده بودن یکی از مشخصات مرغوبیت است .دیگر شاخصه سن نهال میباشد که بهترین سن یک ساله تا دو ساله میباشد که هرچه سن کمتر باشد مناسب تر است چون قابلیت سازش بیشتر با محیط جدید را دارد (‌نهال زیر یک سال و بالای دو سال مناسب کاشت و انت
 
در روزگاری نه چندان دور، پنجاه – شصت سالگی، سن قرار و آرام بود . پنجاه شصت ساله جزو بزرگان خاندان و خانواده بود و برای خودش احترام و
برو و بیایی داشت و زندگی اش کاملا تثبیت شده بود و امنیتی داشت و ثباتی !
 
امروز، اما، پنجاه – شصت ساله های ایرانی وضع دیگرى دارند ! نه  مانند پنجاه – شصت ساله های جوامع سنتی و سالیان قبل، احترام بزرگتری و
ریش سفیدی دارند، و نه همچون پنجاه – شصت ساله‌های جوامع پیشرفته ، ثبات مالی و امنیت اجتماعی .
 
پنجاه – شصت
7 ساله بودم. پسر خاله مادرم با خانواده خانه ای با فاصله یک خانه از ما اجاره کردند. همسایه وسط که من همکلاسی و همبازی دخترشان بودم زن عجیبی بود. در حال بازی با دخترش بودیم. من را نشاند و در باره خانواده پسر خاله مادر کلی از من سوال پرسید. من هم جواب ها را دادم. سیاست چه میدانستم چیست!! مکر چه میدانستم چیست! 
چند روز بعد که داشتیم با بچه های کوچه در حیاطمان بازی میکردیم( نوبت حیاط ما بود) زن پسرخاله مادر آمد. رفت داخل ساختمان پیش مادرم. طولی نکشید ماد
دو ساله که چک (چرک)نویسامو با خودکار آبی پر میکنم و دو ساله که خودکار آبی نمیخرم...منتظر روزیم که همه ی خودکار آبیای خونمون تموم شه و بعد برم خودکار بخرم:||
انگار کمد و کشوهای خونمون خودکار آبی تولید میکنن ...هر بار که یه خودکار آبی تموم میکنم یه بیک کلاه به سر بخت برگشته که قیافشم شبیه افسرده هاست گوشه کمدم ظاهر میشه و مظلوم طوری میگه بیا منو بنویس!بیا منو بگیر تو دستات!بیا منو تموم کن.. گناه دارممم...منم دلم میسوزه به حال اون جوهر و پلاستیکی که صر
مرد چینی که فرزند یک ساله‌اش را از طبقه پنجم پایین انداخته بود به‌ اتهام قتل بازداشت شد.
به‌گزارش میرر، متهم «جانگ ژآنگ» 29 ساله فرزندش را از پنجره خانه به پایین پرت کرد و باعث مرگ او شد.
پلیس چین

مادر این مرد به پلیس گفت:«نوه‌ام خیلی گریه می‌کرد ناگهان پدرش او را از آغوش من گرفت و به سمت پنجره رفت در یک لحظه مقابل چشمان وحشت زده من پسر کوچولو را به بیرون پرت کرد. من آنقدر شوکه شده بودم که نتوانستم واکنشی نشان دهم و مانع او شوم.»


چند رهگذر
به رسم هر ساله در فاصله چند روز مانده به ماه محرم، آئین سیاه پوشان و چادرپوشان حسینیه‌ها و تکایای شهرستان نطنز برگزار شد. به گزارش روابط عمومی اداره فرهنگ وارشاد اسلامی نطنز ، همه ساله و در آخرین جمعه پیش از ماه محرم‌الحرام، آئین کهن و سنتی سیاه پوشان و چادرپوشان در حسینیه‌ها و تکایای شهرستان نطنز برگزار می‌شود.در این مراسم که با
ادامه مطلب
مثل حس اون مرد و زنِ هفتاد و خورده‌ای ساله که تمام عمرشونو کنار هم گذروندن و تمام کارای دنیا رو کردن و تمام حرفای دنیا رو زدن با هم. حالا دیگه فقط دست در دستِ هم می رن محله‌ی قدیمی. جایی که بچه‌هاشونو توش بزرگ کردن، مدرسه گذاشتن، دانشگاه فرستادن. می‌رن تو اون محله‌ی قدیمی و صاف می‌رن سروقتِ کریم سگ‌پز و سفارشِ دو تا ساندویچ مرغ و مغز می‌دن و مرد دستشو می‌کنه تو جیبشو چند تا اسکناس مچاله می‌آره بیرون و می‌ده دستِ کریم. زنم لبخندی می‌زنه و
سلام.دختری 25 ساله هستم.حدود دو ساله به پسری علاقمند شدم و با وجود مخالفت های زیاد خانوادش نامزد شدیم.برای رسیدن بهم خیلی سختی کشیدیم. ولی الان یه مدته وقتی بمن زنگ میزنه ذوقی ندارم وقتی تماسمون از 5 دقیقه بیشتر میشه به هر بهانه ای میخام تماس و قطع کنم.یه زمانی زنگ که میزد خواب بیدار میشدم باهاش حرف میزدم ولی الان نه. پسره خوبیه جدیدا تماسا از طرف اونه و من کمتر زنگ میزنم. مشکل خاصی نداریم فقط ایشون خیلی گرمن و من نه. خیلی از نظر فکری تحت فشارم که
تولد ۱۸ سالگیمو فراموش نمی کنم. نه بخاطر اینکه خانوادم سورپرایزم کردن و کلی کادو و کیک و فلان داشتم. چون اون روز توی کتابخونه ی سرد محل کار مامانم نشسته بودم، ۱۲ ساعت برنامه داشتم و چندین ساعتشو به کتاب تاریخ شناسی نگاه می کردم و بیشتر متنفر می شدم و نمی تونستم کلمه ای رو توی مغزم فرو کنم. چون دانشجویی کنارم نشسته بود که با تمام قوا داشت حال منو با صداهایی که از خودش در میاورد بهم می زد. چون من از محیط سرد و سفید ساختمون محل کار مامانم بیزارم و ت
ویزای مولتی کانادا
ویزیت ویزا کانادا : ویزای مالتیپل کانادا یا همان ویزای پنج ساله، در واقع ویزای ده ساله ای است که انقضای آن به تاریخ انقضای پاسپورت متقاضی بستگی دارد. دلیل نامگذاری آن به عنوان ویزای پنج ساله این است که پاسپورت های ایرانی 5 ساله هستند بنابراین حداکثر زمانی که یک ایرانی می تواند با استفاده از ویزای مولتی در کانادا اقامت داشته باشد یک ماه کمتر از زمان انقضای پاسپورتش است .
کاربرد ویزای مولتی کانادا چیست؟
این ویزا صرف گردش و ب
عصر امروز دو شنبه ۱۶ اردیبهشت یک کودک ۱۱ ساله در تصادف با یک کامیون در خیابان جهان نما همدان کشته شد.





 سرهنگ علی فکری رئیس راهنمایی و رانندگی استان همدان با اعلام این خبر گفت:ساعت ۱۷:۵۰ دقیقه امروز گزارشی مبنی بر تصادف 
یک دستگاه کامیون 
بنز
 
با
 عابر پیاده به پلیس راهنمایی و رانندگی داده شد.

پس از اعلام گزارش، پلیس برای بررسی موضوع به محل حادثه که در خیابان جهان نما اتفاق افتاده بود اعزام شد.



 انقلاب چهل‌ساله و گام بزرگ دوم
جوانان عزیز! اینها بخشی محدود از سرفصل‌های عمده در سرگذشت چهل‌ساله‌ی انقلاب اسلامی است؛ انقلاب عظیم و پایدار و درخشانی که شما به توفیق الهی باید گام بزرگ دوّم را در پیشبرد آن بردارید.محصول تلاش چهل‌ساله، اکنون برابر چشم ما است: کشور و ملّتی مستقل، آزاد، مقتدر، باعزّت، متدیّن، پیشرفته در علم، انباشته از تجربه‌هایی گران‌بها، مطمئن و امیدوار، دارای تأثیر اساسی در منطقه و دارای منطق قوی در مسائل جهانی، رک

تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین مطالب این وبلاگ

عکس آقای خامنه ای

برترین جستجو ها

آخرین جستجو ها

پرشین رام persian-rom.ir فروشگاه فایل ارزان تکنولوژی های آب پورتال جامع آموزش زبان انگلیسی Learn English Online نفحه امپراطوری زبان سمفونی قیمت زعفران Hosein Asadi گروه تلگرام - telegram-group.me